مادر در فرهنگ ایرانی

24 ۰

ماندانا میلانی

مادر در فرهنگ ایرانی
توصیه دارم همه بانوان سرزمینم به دقت متن رو بخونند

نماد مادر در سینمای ایران نادره و بعدها دخترش ثریا قاسمی است.. شخصیتهایی همیشه نگران؛ مضطرب که اولین چیزی که به یاد می آوردو مالیدن دست ها به همدیگر از شدت نگرانی است. شایع ترین کلمه مورد استفاده ” دلواپسم” است . کسی که در مهمترین و حساسترین لحظات، تمام بحث ها را با یک جمله تمام میکند” ای وای غذام سوخت” …کسی که باید مراقب عاقش باشید .. کسی که به راحتی اشکش سرازیر میشود.. به نظر زن ایرانی از یک سنی به بعد تمام هویتش خلاصه میشود در ” مادر بودن”.. فرقی هم نمیکند این مادر با رژ قرمز و تحصیل کرده باشد یا مذهبی و اهل دعا.. مادر ایرانی کسی است که شب کنکور نباید بخوابد موقع امتحان بچه هایش صلوات بفرستد.. میوه های لکه دار سهمش باشد.. گفتنش برایم راحت نیست اما به نظرم این معادله ای است که هر دو طرف راضی اند… مادر تمام هویت خودش را خلاصه میکند در فرزند و از آن طرف بهشت را زیر پایش دارد.. مادر در فرهنگ ایرانی مقدس است . برای همه و همیشه. مادر اما چقدر برای خودش زندگی میکند؟

انگار که زن راضی میشود این تقدس را بگیرد و زندگیش را بدهد. بی پرده بگویم به نظرم گاهی چه بسا زن برای تمام خلا ها و کمبود هایش پناه میبرد به فرزندش و تمام زندگیش میشود فرزند چون اگر مادر بودن را از او بگیرند چیزی برایش نمیماند…یادم هست یکی از همکارانم که از خانواده ای بسیار تحصیل کرده و سطح بالا بود همیشه با حسرت میگفت : مادر فلانی طلاهایش را برایش فروخته.. مادر من اما هیچ وقت اینکار را نخواهد کرد. مادر من ما را میگذارد و با پدرم سفرهای اروپایی میرود.یعنی تصور مادر خوب برای ما کسی است که همیشه و تا هر سنی خودش را خرج ما کند. از آن طرف اما بسیار کسانی را می بینم که این حجم اضطراب و نگرانی و چه بسا دخالت مادرانشا ن زندگی را برایشان زهر کرده. یادم هست پسرم که تازه به دنیا آمده بود گفتم ۶ ماهه که شود اتاقش را جدا میکنم و همان موقع فامیل نزدیکی گفت” هرگز دلت نمیاد این کارو بکنی الان میگی “. و البته که من در ۴ ماه و نیمی اتاق پسرم را جدا کردم و با چشمان حیرت زده اطرافیان روبرو شدم. به نظرم در مادر بودن هم ما افراط و تفریط داریم. این همه ایثار و زندگی خود را وقف بچه کردن بدون شک توقع میاورد و این بعدا همان بلای جان زندگی ها میشود. یکی از شایع ترین نگرانی های که از ایرانیان اینجا میشنوم این کلمه است” مادرم”… حالا بچه ای که آمده این سر دنیا احساس میکند به مادرش وفادار نبوده.. به مادری که تمام زندگیش را وقف او کرده . و نتیجه قطعا عذاب وجدان برای فرزند است. مادر در ایران نگران .. فرزند در اینجا دل چرکین از خود..یک پدر تنها طبیعی است که پارتنر بگیرد یا ازدواج کند چون مرد نمیتواند – به همین راحتی- ولی مادر تنها باید زندگیش را وقف بچه ها کند تا نشان دهد یک مادر خوب است مثل مادرمن و چه بسا شما که سالها بدون مردی زندگی کردند چون جامعه نمی پذیرد مادری به فکر خودش هم باشد…
از یک جایی به بعد اما باید این زنجیره را پاره کرد.
باید بدانیم فرزند ما به مادری توانا و قوی نیاز دارد نه نگران و وابسته..
مادری که هم گام با فرزندش رشد میکند خودخواه نیست..
مادر به عنوان یک انسان اول باید هویت داشته باشد..
نیازی نیست تمام مادران میشل اوباما و لیلا حاتمی باشند
اما اولین قدم به گمانم این است که عکس پروفایل زن ایرانی به جای عکس فرزندش یا گل و بوته ؛ چهره خودش باشد. همانطور که هست .
با حجاب ، با چادر ، بی روسری .. همانطور که در خیابان است .
و بداند اگر خودش باشد و به خواسته های خودش اهمیت بدهد به معنای مادر بد بودن نیست .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.