از جایی شروع کنید..
از جایی شروع کنید ! از کجا؟؟ از اصل نظافت دفتر!!
دانایان ، با عمل زندگی می کنند و نه با اندیشه عمل .هنری فورد میگه : شما نمیتوانید با قصد انجام یک کار ، به شهرت برسید! آیا هیچ وقت با این صحنه مواجه شده اید ؟ در خانه یا دفتر کار پشت میزتان نشسته اید که تلفن زنگ می زند . دوستتان می خواهد شماره تلفنی به شما بدهد : لطفا یک لحظه گوشی را نگه دار تا یک مداد پیدا کنم، در جستجوی یک مداد شروع می کنید به زیر و رو کردن خرت و پرتهای روی میز … کوهی از نسخه ها نامه های بایگانی نشده و کتاب و … میخی را می بینید و فعلا روی گچ دیوار ، شماره تلفن را یاداشت می کنید و گوشی را می گذارید .
بعد به خودتان می گویید : حالا که تبلیغات بیمه را پیدا کرده ام بهتره آنها را در یک جا توی یک پوشه بگذارم . یک پوشه برای قبوض آب و برق درست کنم و دفعتا می بینید که به کار افتاده اید . ناگهان به خود می آیید و می گویید من هم می توانم یک دفتر کار تمیز داشته باشم .
نیرویی در درونتان شکل می گیرد و بلافاصله شروع به برنامه ریزی می کنید ، پس دیدید که شما ناخواسته ، ماموریتی به خود داده اید که بسیار بزرگتر از پیدا کردن یک مداد است . حالا در صدد ساختن تمیزترین دفتر کار جهان هستید ! این اصل که نام آن را ( اصل نظافت دفتر) می گذاریم در زمینه های دیگری همچون نوشتن گزارشها ، پرداخت مالیات ، انجام درکار را شروع کرده باشیم .
کافی است که بی هیچ مقدمه ای کار را شروع کنید تا انرژی و نشاط را در درون خود احساس کنید ، اما ما غالبا به اشتباه می گوییم : ( وقتی انرژی لازم را پیدا کنم ورزش صبگاهی را آغاز خواهم کرد ! نه ! انرژی و اشتیاق لازم برای هر کار ، زمانی بدست می آیدکه آن را آغاز کرده باشید )
انرژی نتیجه درگیر شدن شما در کار است. مهم آغاز کردن است . هرگز نگویید امروز که نمی شه ، باشه برای فردا! نکته ای دیگر درباره آغاز کردن… شما هرگز برای هیچ کاری به آمادگی مطلق نخواهید رسید ! نه.مهم نیست که چند بار متن را بازنویسی کرده اید یا چه زمانی صرف یادگیری آن کرده اید ، در هر صورت به خود گفته اید : فقط اگر یک کم بیشتر وقت داشتم !!!
مثال دیگر ، آیا هیچوقت امادگی کامل برای ازدواج و پذیرفتن پیامدهای خوب و بد آن را داشته اید ؟ هرگز ! بهترین راه این است که تا جایی که می توانید خود را آماده کنید و بعد نفس عمیق بکشید و دل را به دریا بزنید .
در کاری جدید و زیبا که من به تازگی پیدا کرده ام ، دوستم را نیز دعوت به کار کردم ولی او گفت :!! تو تضمین به من می دهی تا من کار را شروع کنم .؟
نه ! تو تعهد می کنی که کاری را انجام می دهی ، تا جایی که می توانی خود را آماده کنی و سپس بدون هیچ تضمینی و بدون انکه توقع پاداش داشته باشی کار را از همان جا آغاز می کنی .
نتیجه:
انسان ، پس از آغاز کردن هر کار ، انگیزه لازم را بدست می آورد . نشستن و نقشه آغاز کشیدن ، بیهوده است . شور و اشتیاق ، نتیجه حرکت است و از حرکت است که فرصتها و موقعیتهای تازه نمایان می شود . دل به دریا بزنید.
دیدگاهتان را بنویسید