• صفحه اصلی
  • محصولات
    • دوره ها
    • کتاب ها
  • مقالات
    • NLP افزایش اثر بخشی فردی
    • اینفوگرافیک
    • روانشناسی
    • زنان
    • مقالات
    • موفقیت
    • نامه های دانش آموختگان
    • دسته قانون جذب
    • کتاب خوانی
    • کلیپ های انگیزشی و موفقیت استاد
  • گالری
  • اپلیکیشن
  • پرسش و پاسخ
    • پرسش و پاسخ
    • شنبه های شروع
    • چهارشنبه های چرا
    • پنج شنبه های پاسخ
  • درباره من
  • تماس با ما
منو
  • صفحه اصلی
  • محصولات
    • دوره ها
    • کتاب ها
  • مقالات
    • NLP افزایش اثر بخشی فردی
    • اینفوگرافیک
    • روانشناسی
    • زنان
    • مقالات
    • موفقیت
    • نامه های دانش آموختگان
    • دسته قانون جذب
    • کتاب خوانی
    • کلیپ های انگیزشی و موفقیت استاد
  • گالری
  • اپلیکیشن
  • پرسش و پاسخ
    • پرسش و پاسخ
    • شنبه های شروع
    • چهارشنبه های چرا
    • پنج شنبه های پاسخ
  • درباره من
  • تماس با ما
حساب کاربری
۳۳۳,۰۰۰ تومان 1 سبد خرید

چه رابطه ای بین تمرکز فکر و هیپنوتیزم وجود دارد؟

9 شهریور 1394
ارسال شده توسط زهرا فریدونی
روانشناسی
1.93k بازدید
هیپنوتیزم

فهرست مطالب

 رابطه  بین تمرکز فکر و هیپنوتیزم 

تمرکز قوای فکری: شما حتماً تا به حال دیده اید وقتی  که گربه‌ای در کمین موش می‌نشیند  چه وضع و حالتی به خود می‌گیرد. 

گوش‌های خود را تیز می‌کند، چشم‌هایش را گشاد و گرد می‌نماید و بدون مژه زدن مراقب سوراخ موش می‌شود. 

گربه در چنین حالتی به هیچ چیز فکر نمی‌کند مگر فقط به هدفش البته، اگر قبول کنیم که گربه قدرت فکر کردن دارد.

شما هم اگر هنگام مطالعه یا انجام کاری فکرتان فقط متوجه  آن کار یا آن مطالعه باشد می‌گوییم دارای تمرکز فکر هستید، 

ولی اگر هنگام مطالعه کاری فکرتان به جاهای دیگر می‌رود، می‌گوییم تمرکز فکر ندارید، بلکه تشتت فکر دارید.

تمرکز  فکر یعنی جمع کردن فکر بر روی یک نقطه یا بر روی یک موضوع، شما وقتی شطرنج بازی می‌کنید و تمام فکرتان متوجه بازی شطرنج است، می‌گوییم  تمرکز فکر دارید.

تشتت فکر: 

تشتت فکر یعنی پراکندگی فکر، مثلاً شما وقتی کتب درسی خود را مطالعه می‌کنید ولی فکرتان به جاهای دیگر و به دنبال موضوعات دیگر می‌رود

 و مطلب کتاب را نمی‌فهمد می‌گوییم تشتت فکر دارید، یعنی قادر نیستید فکر خود را یک جا جمع کنید، دائماً فکرتان به دنبال وقایع و حوادث دیگر زندگی  خصوصی یا عمومی می‌رود.

حال می خواهیم بدانیم که آیا رابطه ای بین تمرکز فکر و هیپنوتیزم  وجود دارد یا خیر؟

عده‌ای از دانشمندان علم هیپنوتیزم، هیپنوتیزم را یک نوع تمرکز فکر  می‌دانند، از جمله جیمز برید، با معطوف کردن توجه سوژه به شمع یا شئ نورانی او را به خواب هیپنوتیزم می‌برد.

 این عده استدلال می‌کنند که هنگام خود هیپنوتیزم کردن، ما فقط فکر خود را به یک نقطه متوجه می‌کنیم و در نتیجه خود به خود هیپنوتیزم می‌شویم.

 در قدیم کودکان وقتی به پشت می‌خوابیدند و به ماه آسمان نگاه می‌کردند به خواب هیپنوتیزم به مرحله لتارژی یا موت کاذب می‌رفتند و مادران تصور می‌کردند که کودکشان مرده است.

چون عده‌ای از علمای هیپنوتیزم، علت ایجاد هیپنوز را تمرکز فکر می‌دانند، لذا به بحث و گفتگوی بیشتری در اطراف عقاید این عده از روان شناسان می‌پردازیم.

نظریه جیمز  برید:

جیمز برید برای هیپنوز کردن  اشخاص ، آزمایشات مختلفی نمود، از جمله سوژه را روی صندلی نشاند و به او دستور داد که بدون حرکت و پلک زدن به نور شمع خیره شود و مشاهده کرد که بعد از چند مرتبه تلقین، سوژه به خواب رفت.

 پس از آزمایشات مکرر  این طور نتیجه گرفت که با خسته کردن اعصاب چشم و به کمک تلقین اخشاص هیپنوتیزم می‌شوند.

به طوری که ملاحظه می‌شود جیمز برید توجهی به تمرکز فکر نداشته و  متوجه این حالت نبوده که وقتی سوژه به شمع نگاه می‌کند،

 فکرش متمرکز می‌شود، بلکه تصور نموده که اعصاب چشمش خسته می‌شود،‌در حالی که به عقیده من اگر چشم‌های شخصی خسته بشود، ولی فکرش متمرکز نباشد، هیپنوتیزم نخواهد شد. 

زیاد دیده شده که اشخاصی چشم‌هایشان خسته بوده ولی چون فکرشان متوجه مطالب و موضوعات یا صحنه‌های دیگر بوده به خواب نرفته‌اند.

و اما سال‌ها بعد جیمز برید واضع کلمه هیپنوز متوجه خطای خود شد  وعقیده خود را تصحیح  کرد و اظهار داشت

 که هیپنوتیزم عبارت از تمرکز قوای روانی است،که فکر سوژه متوجه یک نکته و یک موضوع می‌شود و چنان مغز و فکر سوژه جذب و متمرکز می‌شود

 که سایر مطالب و موضوعات به کلی کنار رفته و نمی‌توانند شخص را تحت تأثیر قرار دهند.

نظریه پروفسور  هیوزبنت:

پروفسور هیوزبنت معتقد است که قسمت‌های مختلف مغز هر یک انجام کارها و وظایفی را به عهده دارند، هنگام هیپنوتیزم تمام قسمت‌‌های دیگر مغزی که به اندیشه‌های مختلف توجه دارند

 از کار باز می‌ایستند و متوقف می‌شوند، فقط یک فکر و یک موضوع و یک ایده برای سوژه باقی می‌ماند 

و آن عبارت از توجه و تمرکز به یک نقطه است و در چنین حالتی تلقین وارد صحنه عمل می‌شود و سوژه افکار تلقین شده را می‌پذیرد.

نظریه گرنی:

گرنی معتقد است که متوجه و متمرکز نمودن فکر سوژه موجب می‌شود که فکر سوژه از سایر موضوعات دیگر جدا شود 

زیرا شخص در حالت عادی بیداری دارای پراکندگی فکر است، یعنی افکارش متوجه بسیاری از احتیاجات و تمایلات و موضوعات روزانه می‌باشد، 

ولی هنگام هیپنوز، شعاع فکر از روی کلیه نیازمندی‌ها و ظواهر موجود بریده می‌شود و فقط یک اندیشه باقی می‌ماند و آن عبارت از  اندیشه‌ای است 

که هیچ معنی و مفهومی ندارد، مثل نگاه کردن به شعله شمع یا یک نقطه براق و به هیچ چیز فکر نکردن که دارای معنی و مفهومی نمی‌باشد.

در این صورت سوژه استقلال فکری خود را از دست می‌دهد یعنی مغزش از هرگونه فکری خالی می‌شود، در چنین وضعی هیپنوتیزور تلقین و فکر خود را واردمغز خالی هیپنوتیزم شونده می‌نماید

 و چون مغز خالی است و افکار برتری در آن وجود ندارد، لذا تلقینات و افکار هیپنوتیزور را می‌پذیرد.

نظریه برنهایم:

عقیده برنهایم درباره‌ی هیپنوتیزم این است که می‌گوید:

 «هنگام هیپنوتیزم تمام فشار عصبی سوژه روی یک فکر منفرد متمرکز می‌شود، این تمرکز عصبی در  مقابل تلقینات هیپنوتیزور با همان شدت  تمرکز خود از نکته‌ای به نکته‌ دیگر منتقل می‌شود.»

برنهایم معتقد است که اشخاص در حال خودآگاهی و عادی ممکن است دچار اشتباهات و توهمات و یا هذیان‌ها شوند، که این حالت گاهی به خودی خود به وجود می‌آیند

 و گاهی به علت ورود و فشار تحریکات اجتماعی در افراد پیدا می‌شوند و گاهی هم در اثر تلقین و توصیه افراد دیگر ایجاد می‌شوند.

 با این وجود شخص در حالت  عادی و طبیعی تا حدودی رویدادها، موضوعات، افکار و اندیشه‌ها را تجزیه و تحلیل و بررسی می کند که در نتیجه موضوعی یا اندیشه‌ای را قبول یا رد می‌کند.

 در حالی که هنگام هیپنوتیزم قدرت فکر کردن و سنگین و سبک کردن موضوعات برای انتخاب بهتر از بین می‌رود.

«… این تغییر به قدری به سرعت انجام می‌گیرد که قوای عضلانی فرصتی برای ممانعت آن نخواهد داشت 

و هنگامی اثر می‌کند که فرصت از دست رفته و اندیشه به صورت رفتار ظاهر شده است، اگر حالت آگاهی در تعقیب رفتار به وجود آید باز هم فرصت از دست رفته و نمی‌تواند رفتار را کنترل کند.»

اگر چند سطر بالا عقیده برنهایم باشد ایرادی بر آن وارد است و آن این‌که شخص هیپنوتیزم شده، همه نوع تلقین و افکار را در خواب هیپنوتیزم قبول نخواهد کرد و انجام نخواهد داد، ولو در خواب بسیار عمیق و سنگین باشد.

برنهایم برای تلقین پس از ایجاد تمرکز فکر اهمیت خاصی قایل است. برنهایم به تلقین شکل معما و اسرارآمیزی می‌دهد و مثل این است

 که می‌خواهد برای تلقین نیروی ماوراء الطبیعه یا مغناطیس حیوانی قایل شود.

نظریه برامول:

برامول متخصص بزرگ هیپنوتیزم علاوه بر تمرکز حواس به تلقین و تمایل فرد و استعداد فرد برای هیپنوتیزم شدن اهمیت می‌دهد

و ایرادی که به جیمز و برنهایم می‌گیرد این است که می‌گوید، تنها تمرکز فکر  برای هیپنوتیزم شدن کافی نیست بلکه مجموعه‌ای از عوامل موجب هیپنوتیزم می‌شوند .

در این‌جا می‌توان گفت که نظریه برامول نظریه «پلی ایدیسم» می‌باشد. «پلی ایدیسم» یک کلمه انگلیسی است و به معنی «طرفدار عقیده چند عاملی» می‌باشد که مقابل آن کلمه «مونوایدیسم» می‌باشد 

و می‌توان گفت  که معنی «موتو ایدیسم» یعنی «طرفدار عقیده یک فکری» که همان تمرکز حواس یا تمرکز فکر می‌باشد.

عقیده دکتر وان پلت: به عقیده دکتر «وان پلت» رییس انجمن پزشکی انگلستان و سردبیر مجله «مدیکال هیپنوتیزم»، هیپنوتیزم عبارت از یک حالت تمرکز شدید مغزی است.

در حال عادی مغز متوجه افکار، اعمال و کردار بسیار زیادی است، گرفتار مسایل و مشکلات زندگی است، بدین ترتیب نیروی فکری پخش و پراکنده است. 

بنابراین هر تلقینی در چنین حالت فکری از یک گوش داخل و از گوش دیگر خارج می شود فقط قسمت کوچکی از مغز مقدار کمی از آن مطالب و تلقینات را می‌گیرد.

بنابراین اثر چنین  تلقینی بسیار ضعیف است، در حال هیپنوتیزم درجه تمرکز فکر  خیلی بیشتر از حالت عادی و بیداری می‌شود و عملاً تمام تلقین جذب می‌گردد.

 بنابراین اثر و نفوذ تلقین بسیار قوی و زیاد است.

«وان پلت» می‌گوید: در حال تمرکز صد درصد  یا هیپنوز  عمیق مغز ما از هیچ چیز آگاه نیست و به هیچ‌ چیز توجه ندارد

 مگر به همان مطالبی  که به آن تلقین می‌شود و حتی هیپنوتیزم شونده شدیدترین دردها را نیز احساس نخواهد کرد.

بعد از هیپنوتیزم، وقتی که مغز به حالت معمولی خود باز می‌گردد هر جزیی از قدرت مغزی، قسمتی از تلقین را اجرا خواهد کرد و در نتیجه احساس مناسب و مطبوعی به هیپنوتیزم شونده دست خواهد داد.

شما هم اگر هنگام مطالعه یا انجام کاری فکرتان فقط متوجه  آن کار یا آن مطالعه باشد می‌گوییم

 دارای تمرکز فکر هستید، ولی اگر هنگام مطالعه کاری فکرتان به جاهای دیگر می‌رود، می‌گوییم تمرکز فکر ندارید، بلکه تشتت فکر دارید.

تمرکز  فکر یعنی جمع کردن فکر بر روی یک نقطه یا بر روی یک موضوع، شما وقتی شطرنج بازی می‌کنید و تمام فکرتان متوجه بازی شطرنج است، می‌گوییم  تمرکز فکر دارید.

تشتت فکر: 

تشتت فکر یعنی پراکندگی فکر، مثلاً شما وقتی کتب درسی خود را مطالعه می‌کنید

ولی فکرتان به جاهای دیگر و به دنبال موضوعات دیگر می‌رود و مطلب کتاب را نمی‌فهمد می‌گوییم تشتت فکر دارید،

 یعنی قادر نیستید فکر خود را یک جا جمع کنید، دائماً فکرتان به دنبال وقایع و حوادث دیگر زندگی  خصوصی یا عمومی می‌رود.

حال می خواهیم بدانیم که آیا رابطه ای بین تمرکز فکر و هیپنوتیزم  وجود دارد یا خیر؟

عده‌ای از دانشمندان علم هیپنوتیزم، هیپنوتیزم را یک نوع تمرکز فکر  می‌دانند، از جمله جیمز برید، با معطوف کردن توجه سوژه به شمع یا شئ نورانی او را به خواب هیپنوتیزم می‌برد.

این عده استدلال می‌کنند که هنگام خود هیپنوتیزم کردن، ما فقط فکر خود را به یک نقطه متوجه می‌کنیم و در نتیجه خود به خود هیپنوتیزم می‌شویم. 

در قدیم کودکان وقتی به پشت می‌خوابیدند و به ماه آسمان نگاه می‌کردند به خواب هیپنوتیزم به مرحله لتارژی یا موت کاذب می‌رفتند و مادران تصور می‌کردند که کودکشان مرده است.

چون عده‌ای از علمای هیپنوتیزم، علت ایجاد هیپنوز را تمرکز فکر می‌دانند، لذا به بحث و گفتگوی بیشتری در اطراف عقاید این عده از روان شناسان می‌پردازیم.

«وان پلت» می‌گوید:

در حال تمرکز صد درصد  یا هیپنوز  عمیق مغز ما از هیچ چیز آگاه نیست و به هیچ‌ چیز توجه ندارد مگر به همان مطالبی  که به آن تلقین می‌شود و حتی هیپنوتیزم شونده شدیدترین دردها را نیز احساس نخواهد کرد.

بعد از هیپنوتیزم، وقتی که مغز به حالت معمولی خود باز می‌گردد هر جزیی از قدرت مغزی، قسمتی از تلقین را اجرا خواهد کرد و در نتیجه احساس مناسب و مطبوعی به هیپنوتیزم شونده دست خواهد داد.

کاربرد هیپنوتیزم در تغییر خلق و خوی و شخصیت

بوسیله خود هیپنوتیزم، می توان قفل شخصیت را گشود و وارد محدوده شخصیت شد و دست به تغییر و تحول در ابعاد مختلف شخصیت زد. 

فرد با استفاده از خود هیپنوتیزم قادر است سازمان(آناتومی و ساخت) شخصیت خود را مورد تغییر و تحول قرار داده و به دلخواه خود بهسازی بپردازد. 

همچنین با استفاده از خود هیپنوتیزم می توان در دینامیکهای شخصیت دخالت کامل نمود. 

دینامیک ها از اهداف و انگیزه های رفتار بحث میکند و ما میتوانیم در انگیزه و مقصود رفتارمان با استفاده از خود هیپنوتیزم تغییر دلخواهی ایجاد کنیم. 

بوسیله خود هیپنوتیزم میتوانیم تغییرات شگرفی دراحساسات و عواطف خود نیز که جنبه دیگری از شخصیت ماست ایجاد نماییم. ما در موارد، موقعیتها، زمانها و حالات مختلف دارای احساسات و عواطف گوناگونی هستیم.

«ویت ذنهافر» مولف کتاب «هیپنوتیزم و بررسی  تلقین پذیری» می‌نویسد: اصطلاح «خلق و خوی» یکی از واژه‌های مبهم روان‌شناسی است،‌زیرا که آن حالتی از مغز است و هم‌چنین اصطلاح «وجود عقده» که ناشی از واخوردگی احساس و عواطف می‌باشد، نیز به نوبه خود مبهم است. 

ولی با وجود این بین روان‌شناسان اتفاق نظر وجود دارد که طرز حرکات  و رفتار افراد معرف خلق و خوی آنان است، بنا به گفته‌ی «وارن» خلق و خوی  دایمی است ولی یک حالت عاطفی درونی لایتغیر نیست، به عبارت دیگر خلق و خوی دایمی ولی متغیر است.

به هر حال  مسأله مهم این است که: آیا خصوصیات مختلف اخلاقی تحت تأثیر هیپنوتیزم تغییر می‌یابد؟ و این تغییر خصوصیات اخلاقی  تا چه اندازه حقیقی و ثابت است؟

همین دو سوال که در خصوص خلق و خوی و شخصیت مطرح شد، همین دو سوال نیز درباره عواطف و احساسات افراد نیز مطرح است، بدین معنی که آیا هیپنوتیزم می‌تواند عواطف و احساسات را تغییر دهد؛

 و آیا این تغییر تا چه حدودی  حقیقی است؟ ظاهراً  ماهیت و خصوصیات خلق و خوی و عواطف با یکدیگر  متشابهند. اگر هیپنوتیزم بتواند اولی را تغییر دهد، دومی را هم  تغییر خواهد داد و بالعکس.

تازه‌ترین آزمایشی که در این‌باره صورت گرفته به وسیله  «بندیک»  بوده است. «بندیک»  پس از این‌که آزمایش‌شونده را به خواب هیپنوتیزم فرو برد، با تحریک  عواطف و احساسات وی مشاهده کرد که خوابرو شروع به گریه و ریختن اشک فراوان نمود.

همان‌طور که در مقاله های پیشین اشاره شد، برخی از هیپنوتیزم ‌شوندگان خود به خود  و قبل از تحریک احساسات  شروع به گریه می‌کنند  وبرخی  دیگر فقط  بعد از تلقین گریه می‌کنند 

و این گریه‌کنندگان به سه شکل مشاهده می شوند, یک عده شدیداً متأثر می‌شوند و گریه می‌کنند و اشک‌های زیادی هم می‌ریزند و یک عده دیگر، گریه می‌کنند

 ولی اشک از چشمانشان نمی‌آید، دسته سوم خطوط صورتشان هیچ تغییر نمی‌کند، در ظاهر گریه هم نمی‌کنند، فقط به طور نامحسوس مشاهده می‌شود که کمی  متأثر شده اند، ولی  بعد از بیدار شدن اظهار می‌دارند که:

«من خیلی گریه کردم». «بندیک» هم‌چنین درباره بالا رفتن فشار خون و زیاد شدن ضربان نبض  در حال هیپنوز آزمایشاتی کرده است.

چند نفر از سایر دانشمندان روانشناس نظیر «بیر» و «فولد» آزمایشاتی  درباره چگونگی رابطه هیپنوتیزم با تنفس انجام داده‌اند. 

عده‌ای دیگر مانند «دوتش وکوف»، «ویت هورن»، «بیر» و «بندیک» آزمایشاتی درخصوص تغییر ضربانات قلب در حال هیپنوز انجام داده‌اند.

«گریف و ترومن» ، «گریف و مایر»  و «ویت هورن» و «فولد» آزمایشی درباره تغییرات در متابولیسم در  اثر تحریکات حالات عاطفی  در حال هیپنوتیزم انجام داده‌اند.

درباره تأثیر هیپنوتیزم در اعمال ترشحی بدن دانشمندانی نظیر «هیلیک» و «هوف»، «هی‌یر» و «گرات» آزمایشات و بررسی‌های لازم را کرده‌اند. 

درخصوص تأثیر هیپوتیزم بر روی املاح و اسید معدی «هیلیگ» و «هاف» تحقیق و آزمایش نموده‌اند.

«موهر»، «ویر»، «کرشمر» و «کروگر» و «گلاسبر» درباره  هیپنوتیزم و  جریان تغییرات خون بدن تحقیق و آزمایش کرده‌اند.

چنان‌چه به «خوابرو» در حال هیپنوز، تلقین ترسو  وحشت شود، «سوژه» این تلقین را خواهد پذیرفت و دچار ترس و وحشت خواهد شد و گاهی این ترس و وحشت با لرزش دست، انگشت ها و بدن «مدیوم» نمایان می‌شود. 

این آزمایش و بررسی به وسیله چند تن از متخصصین فن من جمله «ادواردز» به عمل آمده است.

بالاخره درباره رابطه هیپنوتیزم با عوارض پوستی  و جوش‌های بدن دو نفر از دانشمندان هیپنوتیزم به نام «هیلیک» و «هاف» آزمایش و تحقیق کرده‌اند.

«ویت ذنهوفر» در کتاب پانصد صفحه‌ای خود تحت عنوان «هیپنوتیزم و تحقیقی درباره تلقین‌پذیری» می‌نویسد: به طوری که قبلاً هم اشاره کردیم همه این آزمایشات بایستی با قید احتیاط پذیرفته شود، بخصوص از نقطه نظر نواقص طرح‌های آزمایشی.

 با وجود این بایستی قبول کرد که نسبت زیادی از این آزمایشات کاملاً صحیح بوده، خلق و خوی و احساسات و عواطف اشخاص تحت تأثیر هیپنوتیزم قرار گرفته و تغییر می‌یابد.

سایر آزمایشات روان‌شناسی غیر هیپنوتیزمی که از طریق تلقین بر روی عواطف و احساسات و خلق و خوی  افراد صورت گرفته به همین نتیجه رسید و اثرات هیپنوتیزم بر روی تغییر شخصیت از طریق دیگر ثابت شده است.

«فیشرو» و «مارو» خلق و خوی‌های مختلف را مورد تحقیق قرار دادند.

خلق و خوی‌های قوی، خلق و خوی‌های ملایم و مطبوع، خلق و خوی‌های ناشناخته و مبهم، خلق و خوی‌های خشن و نامطبوع. 

به خلق و خوی مغرور تلقین کردند که هنجار است و به سوژه دیگر تلقین کردند که مأیوس و افسرده است، در نتیجه تأثیرات متفاوتی را نسبت به آزمایش‌شونده هایی مختلف مشاهده کردند، 

گرچه این تحقیقات در زمان آزمایش نتیجه‌بخش هستند ولی معلوم نیست که آزمایش شونده بعد از بیداری از هیپنوز، در زندگی  عادی هم خصوصیات اخلاقیش تغییر یابد، به این دلیل که زندگی  روزانه سوژه مورد کنترل و آزمایش قرار نمی‌گیرد.

 ولی سه نفر از دیگر دانشمندان روانشناس «لوین» و «گراسی» و «گرسن» اثرات تلقینات را در حال بیداری به وسیله جداول «ررشاخ» آزمایش کردند. 

خوشبختانه نتیجه اثرات هیپنوتیزم بعد از بیداری رضایت‌بخش بود و تحقیقاتی که درباره تغییر  خلق و خوی  آزمایش‌شوندگان در خانواده آنها به عمل آمد با نتیجه آزمایشات «ررشاخ» مطابقت می‌کرد.

نکته مهم دیگری را که جداول «ررشاخ»  نشان دادند این بود که تغییر  شخصیت آزمایش‌شونده به هیچ‌وجه ناراحتی و اختلالی در فکر، جسم و روان وی به وجود نیاورده بود و آزمایشات عصبی نشان دادند که اعصاب «خوابرو»ها در وضع مناسب و خوبی می‌باشد.

به هر حال خلاصه و  نتیجه عقاید این دانشمندان این است که همان‌طور که عواطف و احساسات مختلف را از طریق هیپنوتیزم می‌توان در حال هیپنوز  به وجود آورد، همان‌گونه نیز عواطف و خلق و خوی‌های منفی و مزاحم را می‌توان به وسیله هیپنوتیزم از بین برد. 

به عنوان مثال همان‌طور که می‌توان شخصی را که در زندگی روزانه‌اش با نشاط و با روحیه است در حال هیپنوتیزم متأثر و مغموم نمود تا جایی که از شدت  تأثر گریه کند،‌همان‌گونه نیز می‌توان شخصی را که در زندگی روزمره‌اش دارای  خلق و خوی افسرده و ناامید است او را با نشاط و  امیدوار نمود.

ولی اثرات هیپنوتیزم نسبت به سوژه‌ها با خلق و خوی‌ها و ساختمان عصبی و فکری متفاوت است، و این اثرات نسبت مستقیمی با میزان تلقین‌پذیری  و تعداد دفعات هیپنوتیزم دارد.

در ضمن باید توجه داشت که قدرت هیپنوتیزم در تغییر خلق و خوی‌ها نامحدود نیست. قدرت هیپنوتیزم در تغییر شخصیت‌ها محدود به حدود توارث و عوامل ارگانیکی است.

 بدین ترتیب هیپنوتیزم قادر نیست نژاد و رنگ و خصوصیات عضوی و ارثی را تغییر دهد. 

به عبارت د یگر می‌توان گفت جنبه اصلاح کنندگی دارد، نه جنبه سازندگی. هیپنوتیزم نمی‌تواند مس را تبدیل به طلا کند، ولی می‌تواند مس را مس‌تر و طلا را طلاتر نماید. در اصطلاح عامه آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند. 

بدین ترتیب ممکن است بر روی شخصیت‌های اولیه بی‌اثر باشد، ولی شخصیت‌های اکتسابی ثانویه را به خوبی می‌تواند تغییر دهد.

مشاهده سبد خرید “معجزه شکر گذاری” به سبد خرید شما افزوده شد.
دوره معجزه شکرگزاری

معجزه شکر گذاری

وقتی که شکر گزاری می کنیم حال دلمان خوب می شود.
وقتی حال دلمان خوب میشود ، بهتر و مفید تر میتوانیم بر روی کار هایمان تمرکز کنیم و این یعنی رسیدن به موفقیت و پیشرفت.
شکر گزاری شاید ساده ترین راه برای رسیدن به لذت باشد.

۹
۳۳۳,۰۰۰ تومان
دوره پالس ثروت

دوره پالس ثروت

دوره پالس ثروت ، بسیاری از افرادی که در اطرافمان، تحت عنوان یک فرد ثروتمند شناخته می شوند، هیچگاه از ابتدای خلقات اینگونه نبوده اند …

۲
۵,۰۰۰,۰۰۰ تومان
دوره آشتی با درون
30%
تخفیف

دوره آشتی با درون

دوره آشتی با درون : شاید شما ندانید اما در دنیای خارج از ذهنتان چیزی جز آنچه در درونتان است پیدا نخواهید کرد .آَشتی با درون خود اولین گام به سمت این دنیای درونتان است .

۷
۹۹۰,۰۰۰ تومان ۶۹۰,۰۰۰ تومان
  • ۱
  • ۲
  • ۳
اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

روانشناسی رنگ ها

روانشناسی رنگ ها

افسردگی-depression

انواع افسردگی، علایم و درمان آن ها

هیپنوتیزم معصومه تیموری ۹۷

آیا هیپنوتیزم می‌تواند یک روش درمانی باشد

معصومه-تیموری-سوگواری

سوگواری و سازگاری با مرگ عزیزان

sad-معصومه-تیموری-تنهایی

مهمترین علت حس تنهایی و کم توجهی های مردان

ترس کودک از مدرسه ۱

چطور با ترس کودک از مدرسه برخورد کنیم

قدیمی تر چه تفاوتی بین هیپنوتیزم و مانیه تیزم وجود دارد؟
جدیدتر واقعیات علمی رابطه هنرمند و هیپنوتیزم

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

دسته‌ها
  • NLP افزایش اثر بخشی فردی
  • اینفوگرافیک
  • پنج شنبه های پاسخ
  • تست های روانشناسی
  • تغییرات سریع فردی
  • جذب ثروت
  • جملات کوتاه
  • چهارشنبه های چرا
  • داستانهای موفقیت
  • دانلود کتاب الکترونیک در زمینه موفقیت
  • دسته قانون جذب
  • روابط خاص زناشویی
  • روابط فردی
  • روانشناسی
  • روانشناسی کودک
  • زنان
  • زندگی مشترک
  • زندگینامه افراد موفق
  • زندگینامه زنان موفق
  • شادی و شادکامی
  • شنبه های شروع
  • کتاب خوانی
  • کتاب های بیست دقیقه ای
  • کلیپ های انگیزشی
  • کلیپ های انگیزشی و موفقیت استاد
  • گالری
  • مذهبی
  • مقالات
  • موفقیت
  • موفقیت زنان
  • نامه های دانش آموختگان
  • نکته های ناب
آخرین دیدگاه‌ها
  • باران در بیوگرافی استاد معصومه تیموری
  • اجتمانو در داستان موفقیت فوتبالیست ها
  • فریبرز کاوه در جملاتی از دکتر آزمندیان
  • زهرا جودی در مرگ خاموش
  • راحیل در میخواهید شوهرتون رو تو مشتتون بگیرید؟ (راهکارهایی برای مطیع کردن همسر)
Instagram Telegram Aparat