زندگینامه دکتر ترانه رضوی، پزشک گوگل

روزی که از پزشک گوگل تقاضای مصاحبه کردم با مهربانی پذیرفت اما هنگام تعطیلات کریسمس بود و باید منتظر مسئولان گوگل می‌ماندیم تا اجازه مصاحبه بدهند. سر انجام اجازه دادند تا این که سوالاتم را با ایمیل فرستادم. مدت زمان زیادی طول کشید تا خانم ترانه رضوی به سوال‌ها جواب داد. او در پاسخ نوشته بود:” من در روز ۱۴ ساعت کار می‌کنم و این ماه آخر بیشتر از حد معمول بود”
برای ما که از دور چیزهایی راجع به گوگل شنیده‌ایم شاید ۱۴ ساعت کار مفید کمی عجیب به نظر برسد. شاید هم رسانه‌ها بیش از حد در مورد راحتی کارکنان گوگل مبالغه می‌کنند. تصور ما از کار کردن در گوگل لم دادن بر روی کاناپه‌های نرم، بازی در مجموعه ‌ورزشی گوگل، دریافت سهام گوگل و داشتن یک قطعه زمین در جزیره‌ای است که می‌گویند گوگل همه آن را خریده است.

اما در گوگل در مقابل کار زیاد، رفاه و تفریح هم وجود دارد. گوگل به کارمندانش هم امکانات می‌دهد و هم به درستی از آنها استفاده می‌کند. خانم ترانه رضوی پزشک گوگل است. این اولین مصاحبه‌ای است که یک رسانه داخلی با پزشک گوگل ترتیب داده است. با پزشک گوگل بیش از آنکه در مورد فناوری گفتگو کنیم در مورد امکانات داخلی گوگل صحبت کرده‌ایم.
دکتر رضوی در مورد آغاز به کار خود در گوگل می‌گوید:
چهار سال پیش، زمانی‌که گوگل هنوز شرکت نام‌دار و بزرگی نبود، بنیان‌گذارش، ”لری“ و ”سرگی“ تصمیم گرفتند که برای کارکنانشان به غیر از کارهای شرکتی، خدمات دیگری آماده کنند. این دو شخص واقعاً ایده‌های جالبی دارند. به‌طور مثال این فکر رو داشتند که یک پزشک به‌طور مداوم در شرکت باشد و سلامت کارکنان رو زیر نظر بگیرد. من جذب ایده‌های این دو شخص شدم و تصمیم گرفتم به‌صورت موقتی در این شرکت کار کنم. وقتی کارم را در این شرکت شروع کردم، به‌خاطر فضای کوچک شرکت، مطب من در یک کمد بود! اما از ابتدا دیدم که کارم می‌تواند خیلی مفید باشد. کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند، معمولاً ناراحتی‌هائی مثل دست، شانه و مچ پیدا می‌کنند و خیلی مهم است که از لحاظ فیزیولوژی کامپیوتر درست روی میز قرار بگیرد و فاصله مناسبی هم با شخص داشته باشد. مخصوصاً برای کسانی که در روز ۱۲ تا ۱۳ ساعت با کامپیوتر کار می‌کنند. البته ما بعد از یک مدت توانستیم این مشکل رو در شرکت گوگل حل کنیم. جوانان حدود ۲۰ ساله معمولاً دکتر نمی‌روند. اما چون من اون‌جا بودم و دیدن من هم براشون راحت بود، می‌آمدند و من اونها رو معاینه می‌کردم. حتی بعضی‌هاشون یک‌سری ناراحتی داشتند که شاید با نرفتن دکتر تا چندین سال تشخیص داده نمی‌شد.

دیدگاهتان را بنویسید