وابستگی وتعلق…
دنبال کردن حریصانه هر چیز به معنی فراری دادن آنست . کافی است بدنبال معشوق خود بیفتید تا فراری اش دهید . حتی پول هم از این قاعده مستثنی نیست . آیا هیچ وقت نیاز مبرم به فروش یک ماشین داشته اید؟ چند خریدار پیدا کرده اید ؟ هیچ .درسته؟ قیمت پایین آوردید . آیا کسی اهمیت داد ؟ هرگز ! یاٌس و نومیدی انسان را به ورطه هلاک می کشاند و هر چه نگران تر شوید مردم کمتر می خرند . ! هر گاه با ناامیدی درگیر مسئله ای می شویم و یا وابستگی عاطفی و احساسی نسبت به ماجرایی پیدا می کنیم سدی در برابر آن می سازیم . اما روی دیگر سکه چیست ؟! اگر کسی آرامش خود را حفظ کند همه چیز رو به راه می شود . ! وقتی تصمیم می گیرید عقیده کسی را تغییر دهید ، چه اتفاقی می افتد ؟ آیا عقیده اش را عوض می کند ؟ . نه تا وقتی که شما زنده هستید . اما اگر فشار را از روی او بردارید غالبا اتفاق می افتد که خود او به طرف عقاید شما کشیده می شود . هر گاه نگران و منتظر چیزی باشیم مثلا یک تلفن خاص ، ترفیع ، قدردانی رئیس و … در پیرامون خود نیرویی خلق می کنیم که احتمال وقوع آن رویداد را از بین می برد . وابسته نبودن به معنای بی علاقه نبودن نیست . ممکن است نسبت به چیزی وابستگی نداشته باشیم و در عین حال بسیار علاقه مند به آن باشیم .
انسانهای مصمم و ناوابسته به خوبی می دانند که تلاش و کیفیت ، نهایتا با پاداش مواجه می شود . آنها می گویند : “ اگر این بار برنده نشوم دفعه آینده و یا دفعه بعد از آن حتما برنده خواهم شد / “ آدمهای بی علاقه می گویند : “ کی اهمیت می دهد ؟ “ ، “ چرا زحمت به خود بدهم ؟ “ نا امیدها می گویند : “ اگر آن کار را به دست نیاورم ، می میرم ! “ اما ناوابستگان مصمم می گویند “ به هر طریقی که شده یک کار خوب پیدا خواهم کرد و برای من مهم نیست که این ، چقدر طول می کشد /“ تنها کسانی که بیش از ثروتمندان به پول فکر می کنند ، فقرا هستند /“ از آنجائیکه پول ، هم وسیله ای برای بقا و هم سمبولی به نشانه موفقیت است اکثر ما انسانها وابسته به آن هستیم حتی اگر این حقیقت را انکار کنیم . اما متاسفانه حرص و ولع پول در آوردن ، همه چیز را به نابودی می کشد . دلیل اصلی ثروتمند شدن ثروتمندان ، عدم وابستگی آنها به پول است ، فقرا آرزو می کنند که پول به دست آورند و ثروتمندان ایمان دارند که به دستش می آورند .
نتیجه :
انسان در سطوح جسمانی و روانی با قوانین طبیعی سروکار دارد ، طبیعت ناامیدی را نمی شناسد ! طبیعت در جستجوی توازن است و نا امیدی و توازن هرگز در یک قالب نمی گنجد . زندگی نباید یک کشمکش بی انتها باشد . بگذارید هر چیزی جریان عادی خود را طی کند . این ، بی تفاوتی نیست اجبار و اکراه هم نیست . شما می توانید بگویید : “ من نمی فهمم که این اصول چگونه عمل می کنند ! “ مگر شما می دانید که نیروی جاذبه چگونه عمل می کند ؟ کاری که ما باید در زندگی انجام دهیم استفاده کردن از این اصول است . نیازی نیست که آنها را درک کنیم .
دیدگاهتان را بنویسید