سقوط معنوی
سقوط معنوی
#مقالات
بالاترین درجه معنوی خودآگاهی است.این یعنی اگر کسی نسبت به باورها ، رفتارها ، هیجانات ، احساسات و واکنش های خود ، آگاه باشد و آنها راتحت کنترل خود درآورد، از نظر مادی و معنوی به درجات کمال خواهد رسید.
نظام فکری انسان دارای دو بخش است :
یک بخش درواقع خوداگاه ، خودواقعی و بخش دیگر منیت ، فیلترهای ذهن و یا ضمیرناخوداگاه است.
درواقع بخش دوم بخشی است که موجب موفقیت یا بدبختی ما می شود.
غالبا این بخش بدرستی برنامه ریزی نمی شود و موجب بدبختی ما شده و اگر آگاهانه آن را برنامه ریزی کنیم نیز ، قطعا منیت ها و غرور کمتری خواهیم داشت .
جایی که با همسر خود دعوا میکنیم و حرفهایش را نمی شنویم درواقع واکنش دفاعی ذهن و منیت است که هرکاری برای بقا و شکسته نشدن خودش می کند.
جالب اینکه این ذهن در طول پروسه رشد و مسیر زندگی شکل و قالب های خاص ، بخود گرفته است.
این ذهن که منیت ها و چارچوب های مارانیز می سازد مارا در برابر همه چیز ، به دروغ محافظت میکند. ما سالها برای بزرگ کردن منیت خود وقت صرف می کنیم و بعد می خواهیم آن را سرکوب کنیم و این برای او غیر قابل پذیرش است.
منیت در واقع یک دام ادراکی است.یعنی دامی که ما میدانیم بد است اما خود در آن گرفتاریم.

مثلا دروغ و غرور و.. را بد میدانیم اما نمی پذیریم که به همسر خود دروغ گفته ایم و توجیه و انکار میکنیم.
سقوط اول ، ثروت ، قدرت و زیبایی
ثروت ، قدرت و زیبایی سه وجهی هستند که غالبا همیشه درکنار هم و دارای قدرت بسیارند و بواسطه همین جذابیتی که قدرتِ آنها بما می دهد ، ما دچار توهم خاص و متفاوت بودن می شویم.
سقوط دیگر، آگاهی
ما آگاهی بدست می آوریم تا زندگی زمینی خود را خدا گونه بسازیم ، حال اینکه می بینیم بسیاری ازافراد بجای استفاده درست ازآگاهی و فروتنی دچار منیت و غرور می شوند .
این مسئله را کاملامی توانیم دربعضی از اساتید ، متخصصان ، معلمان و حتی افراد #مذهبی که اطلاعات و آگاهی بدون منطق و معنویت ، موجب تعصب و غرور بیجایشان شده دید . که گاه وقتی چیزی رابامنطق به آنها ثابت کنیم بدلیل تعصب باز هم نخواهند پذیرفت.
سقوط بعدی ، شکست و #بدبختی است.
متاسفانه برعکس آنچه ما فکر میکنیم که شکست موجب #ضعیف_شدن فرد می شود ، بعضا افراد بواسطه شکست و عدم پذیرش و مسئولیت پذیری بعد ازآن ، دچار توهمِ منِ مظلوم شده که شرایط و اطرافیان موجبات شکست آنها را فراهم کرده اند و گاه حتی دچار اعتماد بنفس کاذب می شوند.
مانند بسیاری از معتادین که خوب حرف می زنند و از خود و دردهایشان با اعتماد بنفس بالا تعریف می کنند و به شکستها و خرابی هایی که به بار آورده اند می بالند.
سقوط دیگر نادانی است.
نادانی ،آن بخشی است که ذهن به دلیل منیت اش فیلتر می کند و نمی گذارد تا ما بپذیریم و #اعتراف کنیم نمیدانیم و اشتباه می کنیم. زیرا اگر ذهن بپذیرد ، (( منیت )) بقایش را ازدست می دهد و می میرد و اوهمه کار می کند تا زنده بماند حتی به قیمت ویران کردن زندگی ما و دیگران.
سقوط دیگر موفقیت و پیروزی است.
موفقیت نیز از جنس قدرت است.
موفقیت به ما حس ارزشمندی و اعتمادبنفس می دهد. اما اگر حواسمان به مخزن منیت و غرورمان نباشد دچاراعتمادبنفس و غرور کاذب خواهیم شد.
تمامی مواردی که ذکر شد ، از آگاهی و دانش ، مدارکی که درطول زندگی می گیریم و رسیدن به #اهداف و مقام های ورزشی و اجتماعی ، جزئی از موفقیت های ما محسوب می شوند که به منیت ذهن خوراک خواهند داد.
سقوط آخر ، سن و سال
سن و سال نیز گاه بگونه ای مارا از پذیرش باز میدارد.
سن و سال می تواند یک فیلتر ذهنی شود تا ما حقیقت را نپذیریم.
مثلا اگر جوانی مسئله ای را با فرد میانسالی مطرح کند که حقیقت و درست باشد احتمالا این پاسخ را می شنود که پسر جان این راهی که شما میری و داری میگی برای من خاطره است و من چهل سال قبل تراز تو همه این راه هارا رفتم.و شروع به نصیحت کردن می کند.
در نهایت اینکه آنچه من از زندگی درک کرده ام این است که باید هرچه قدر که به آگاهی و موفقیت می رسیم و به طرف بالا حرکت می کنیم ، حواسمان به فیلترهای ذهن و منیت مان باشدو سعی کنیم فلش آن هر روز به سمت پایین حرکت کند . زیرا هدف از زندگی رسیدن موفقیت و آگاهی نیست بلکه ادراکاتی است که در مسیر رسیدن به موفقیت کسب می کنیم.
نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید…
دیدگاهتان را بنویسید