واقعیات علمی رابطه هنرمند و هیپنوتیزم
فهرست مطالب
واقعیات علمی رابطه هنرمند و هیپنوتیزم
حتما می دانید که از علم متافیزیک «هیپنوتیزم» در راه درمان بیماریهای روانی استفاده میکنند اما شاید هرگز نشنیده باشید که از این علم ویژه در راه هنر و به وجود آوردن هنرمندان تازه استفاده میشود.
هیپنوتیزم بر مبنای تمرکز فکر استوار است و تمرکز فکر نیروی خود را از عشق و علاقه به هدف کسب مینماید، پایه و اساس هر هنری نیز عشق و علاقه است.
در نتیجه این عشق و علاقه ایجاد تمرکز و تمرکز ایجاد هیپنوز مینماید و هبپنوتیزم نیز هنرمند را هنرآفرین میکند.
هیپنوتیزم بر مبنای تمرکز فکر استوار است و تمرکز فکر نیروی خود را از عشق و علاقه به هدف کسب مینماید، پایه و اساس هر هنری نیز عشق و علاقه است.
در نتیجه این عشق و علاقه ایجاد تمرکز و تمرکز ایجاد هیپنوز مینماید و هبپنوتیزم نیز هنرمند را هنرآفرین میکند.
هنرمند، هنگام هنرنمایی بخصوص اگر به خاطر دل خودش باشد دچار سیر قهقرایی یعنی هیپنوز میشود، با ایجاد تسلسل سیر قهقرایی هنرمند به اعماق درون تاریک، ولی وسیع و بزرگ خود فرو میرود.
باز هم بیشتر فرو میرود و در این دنیای پیچ در پیچ و رنگارنگ، هر چه را که می خواهد به هر شکل که میخواهد میبیند
در این دنیای عجیب و وسیع درون، همه چیز هست، امیال، شهوات، آرزوها، جنایات، اختراعات و اکتشافات، عشق، محبت، گذشت، فداکاری، قساوت و سنگدلی، رحم و بیرحمی همه و همه چیز محتویات این دنیای ناخودآگاهی هستند.
شما دنیای ناخودآگاهی را خوب میشناسید و میدانید که دنیای ناخودآگاهی یعنی همه دنیا، «رنگها» و «نیرنگهای» دنیا، نه!
تحقیرش کردم، دنیای درون یعنی میلیونها برابر بزرگتر از دنیا، به این دلیل که ناخودآگاهی از ترکیبات مواد و مصالح اولیه دنیای درون، میتواند دنیاهای دیگری بسازد.
به همین دلیل است که سبکهای گوناگون به وجود میآیند، اشعار به هر شکل و وزن، کهنه و نو، نقاشیها در هر طرح و فورم، فیلمها ملیونها نمود، همه و همه این ابداعات، تحولات و تغییرات ترکیباتی هستند که از کارخانه ترکیبسازی درون خارج میشوند.
هنرمند، هنگام ابداع هنر، همه ذخیرههای ذهنی شخصی و اجدادی خود را با هم ترکیب میکند.
عواطف و احساسات خود را به آنها میآمیزد و انگاه همه این درهم ریختهها، تابلو یا شعر یا مجسمه یا رقصی است که شما آن را تماشا میکنید.
هر چه هنرمند فکرش را متمرکزتر نماید، بیشتر هیپنوتیزم خواهد شد، و بیشتر دچار سیر قهقرایی خواهد گردید، جذبه و خلسه عمیقتر خواهد شد و در نتیجه مولود ناخودآگاه او عجیبالخلقهتر جلوه خواهد کرد.
چه خوب است اگر هنرمند، با سازوکارهای دنیای ناخودآگاه آشنایی بیشتری داشته باشد، زیرا با سهولت بیشتر میتواند خود را از دنیای ظاهر خود خارج کند. و در دنیای باطن خود به سیرو سیاحت بپردازد.
و چه خوبست که اگر هنرمند دردکشیده باشد، گرسنگی خورده، تشنگی چشیده و سر خورده از محبت و نوازش بوده باشد، زیرا که دردها نیز در زمان کودکی، نوجوانی(سایت هیپنوتیسم دات آی آر) و جوانی ایجاد تمرکز مینمایند، در نتیجه خاطرهای رنگین، مرکب از درد و رنج، خوشی و غم، آمال و آرزو، در دنیای بیکران ناخودآگاهی باقی میگذارد.
و آنگاه هنرمند، هنگام ابداع هنر، در اتش تب، تب هجران و یأسها، تبی مبهم و مجهول میسوزد و در نتیجه انچه میزاید موجب اعجاز و تحسین میشود و به خودی خود مسکن بسیاری از رویاهای دردآلود هنردوست است.
بنابراین اگر شعری چون پیکانی اتشین بر دل و جان شما می نشیند، یقین بدانید که از درونی آتشین جهیده است، اگر خوانندهای با صدای گرم و دلنشین خود شما را به رویاها، و به سوی دردها و ناکامیها میکشاند
بدانید که از دلی دردمند خارج میشود، اگر آهنگسازی اشکهای داغ شما را بر گونههایتان جاری میسازد، بدانید که نوازنده و سازنده آن نیز چشمی اشکبار و اشکی سوزنده داشته است.
به همین دلیل است وقتی اشعار دردآلود برخی از شعرا مانند مسعود سعد سلمان یا عسجدی را بشنویم، با او همدردی میکنیم.
واقعه راچمانینف، موسیقیدان بزرگ جهان
وقتی نخستین سمفونی راچمانینف با تمسخر و عدم قبول عامه مواجه شد، یک مرتبه و ناگهانی استعداد هنریاش فروکش کرد،
دیگر قادر نشد آهنگی بسازد و حتی «تولستوی» نویسنده بزرگ جهانی از طریق تشویق و ترغیب نیز نتوانست کمکی به او بکند.
تا اینکه بالاخره هیپنوتیزم دکتر «داهل» وی را نجات داد و بعد از آن توانست به عنوان یک «سولوایست» موفقیت چشمگیر و اثری شگرف به جای گذارد.
نتیجه آنکه: هیپنوتیزم میتواند استعداد هنری هنرمندان را چندین برابر کند، شرم، خجلت، ترس، تردید و بیاعتمادی آنان را از بین ببرد.
معالجه ویلونیست از طریق هیپنوتیزم
دکتر «وان پلت» مینویسد: آقای مپتر هنرمند ویلونیست، در روی سن وقت خود را تلف میکرد، از نواختن ویلون لذت نمیبرد.
علاقه و هیجان در کارش نداشت، پیشرفتی در هنرش دیده نمیشد، غصه میخورد ، دچار سردرد و بیخوابی شده بود.
چندین جلسه بررسی و تحقیق در حال هیپنوز معلوم کرد که در زمان کودکی او را هنگام لذت بردن از بازی با سایر کودکان تنبیه میکردند و وسط بازی و تفریح مانع ادامه لذتش از بازی میشدند،
بالاخره چند مرتبه هیپنوتیزم وی را قادر ساخت که این مانع و سد فکریاش برداشته شود.
بعد از چند هفته نامه نوشت که از نواختن ویلون لذت میبرد و رهبری ارکستر را به عهده گرفته است، روحیهای شادو با نشاط دارد و به طور عمیق به خواب میرود.
نتیجه آنکه: هیپنوتیزم میتواند به هنرمندان شوق و هیجان ببخشد، بیماریهای فکری و روانی آنان را از بین ببرد، استعداد هنرمندان را پرروش بدهد، بالاخره موجب گرمی و حرارت هنرمند شود تا تماشاچی او را دوست داشته باشد.
معالجه آرتیست مضطرب و پریشان به وسیله هیپنوتیزم
دکتر «وان پلت» در مقاله دیگر خود مینویسد: «راجر» یک هنرمند پریشان و مضطربی بود، از ظاهر شدن در روی صحنه رنج میبرد،
از دوربین فیلمبرداری میترسید، در نتیجه عضلات صورتش را منقبض میکرد، هیچ امید و آیندهای برای خود نمیدید، چنین اضطرابی او را مغموم و افسرده کرده بود.
معالجات هیپنوتیزمی امید و اعتماد به نفسش را در وی زنده کرد. و از چند ماه بعد درخشش در مقابل دوربین فیلمبرداری و در روی صحنهها آغاز گردید و روز به روز به گروه دوستدارانش افزوده گشت.
هنرمندان را میتوان هیپنوتیزم کرد و به آنها تلقین نمود که:
مثلاً «شما کمالالملک» یا «پیکاسو» یا «لئونادر داوینچی» هستید.
به هنرپیشگان و رقاصان میتوان تلقین کرد که همان هنرمند دلخواه خود هستند،
مثلاً میگوییم تو چارلی چاپلین هستی، تو الیزابت تیلور، سوفیالورن و … هستی، بعد از چند جلسه هیپنوتیزم استعداد هنری این قبیل هنرمندان به سر حد اعجاز میرسد.
دوره پاکسازی هوپونوپونو
دوره پاکسازی هوپونوپونو انگیزشی معمولا به نام های مختلفی شناخته می شود. از جمله ؛ تکنیک پاکسازی ذهن ، تکنیک رها سازی ، تکنیک تبسم و نام های مختلفی که بر روی این مبحث گذاشته شده است.
دوره بانو، ملکه باش و سلطنت کن
استاد معصومه تیموری نخستین بانو انگیزشی ایران برگزار کننده هزاران ساعت همایش
دیدگاهتان را بنویسید