رسالت شخصی چیست؟

0
194

در این مطلب قصد داریم رسالت شخصی را درک کنیم تا بتوانید درک بهتری از زندگی خود داشته باشیم به همین جهت توجه شما را به متن زیر جلب میکنیم

چرا بوجود آمده‌ام؟ مأموریت من در هستی چیست؟ رسالتم در این زندگی کدام است؟ این سؤالی است که هر انسانی باید از خود بپرسد و مدتی برای جستجوی پاسخش بیاندیشد.

سؤال اول این است که: من کیم و از کجا آمده‌ام؟ بعبارت دیگر چه کسی پدیدم آورده است؟

و سوال دوم این که: پایان کار من چیست و پس از مرگ به کجا می‌روم؟

رسالت شخصی چیست
رسالت شخصی چیست ؟

بعضی از متفکران، این پرسش‌ها را با کلمات مختصر از کجا؟ به کجا؟ و برای چه؟ مطرح نموده‌اند.
آیا شما کشف کرده اید که اصلا برای چه به این دنیا آمده اید؟ اگر فکر میکنید به این دنیا آمدید تا یک زندگی آرام و بی سر و صدایی داشته باشید و بعد از طی میانگین عمر یک انسان معمولی از این دنیا بروید سخت در اشتباه هستید.شما قرار است کار بزرگی در این دنیا به سرانجام برسانید.
برای چه به این دنیا آمدید؟

هیچکس پاسخ این سوال را نمیتواند به شما بدهد، به جز خودتان !
فقط خودتان میتوانید کشف کنید که چرا به این دنیا آمدید و قرار است در این دنیا چیکار کنید؟ چه تغییری ایجاد کنید و چه تاثیری برای نسل های بعدی داشته باشید؟

دلیلی که اکثر مردم زندگی یکنواخت و خسته کننده ای دارند، حتی با وجود اینکه پول و ثروت زیادی دارند همین مورد است… آنها رسالت شخصی و مقصد نهایی زندگی شان را نمیدانند.

و وقتی نمیدانند قرار است به کجا برسند، طی کردن مسیر زیاد برایشان جالب نیست و از دیدن تابلوهای راهنما که چقدر به انتهای مسیر مانده خوشحال نمیشوند.

رسالت شخصی آن چیزی است که برای رسیدن به آن اشتیاقی سوزان داشته باشیم و در انجام دادن آن کار خستگی برایمان بی معنا باشد کارهایی است که در آنها استعداد داریم و فکر می‌کنیم که به خاطر آن بدنیا آمده ایم باید فکر کنیم و ببینیم که چه چیزی در زندگی‌مان وجود دارد و چه کارهایی با توجه به ویژگی های بالا وجود دارد و آنها را شناسایی کرده و فقط در راستای آن حرکت کنیم.

حتما بخوانید  پس انداز خانم های خانه دار

قرار داشتن در مسیر درست زندگی را انسان از اتفاقاتی که برایش می افتد و نتایجی که می‌گیرد و حس درونی‌اش متوجه می‌شود. وقتی که در مسیر درست باشی نشانه های کائنات یکی پس از دیگری برایت نمایان می شوند و تو می توانی پیام کائنات را بخوانی.

رسالت شخصی هر فرد بنا به توانمندی ها و علایق فردی اش با دیگری تفاوت دارد. آن هدفی که با اندیشیدن به آن احساس رضایت میکنی و هدفی که در ذهنت می بینی رسیدن به آن بزرگترین آمال تو می‌باشد و می‌تواند هدف تو باشد. هرچه هدف زیباتر و متعالی تر و مفیدتر باشد این هدف درست‌تر و صحیح‌تر است.

رسالت شخصی با هدف متفاوت است. اهداف جایی است که ما به‌سوی آن حرکت می‌کنیم و وقتی به آن رسیدیم دیگر کار پایان می‌یابد. اما رسالت شخصی چون قطب‌نمایی مسیر و جهت زندگی ما را مشخص می‌کند. رسالت یا غایت، بی‌نهایتی مستمر و مستقل از زمان است که تنها جهت را می‌نمایاند و فقط می‌توان با آن هم‌سو شد. ما اهداف خود را تعیین می‌کنیم ولی رسالت را باید کشف کنیم.

رسالت شخصی چیست ؟
کشف رسالت شخصی

رسالت ما با هدف خلقت و معنای وجودی ما پیوند دارد. جوهر راستین وجود ما معنوی است. ما موجوداتی معنوی هستیم که در قالب جسمانی متجلی شده‌ایم. انسان‌هایی نیستیم که گهگاه تجربه‌های معنوی دارند بلکه برعکس “موجوداتی معنوی هستیم که گهگاه تجربه‌هایی انسانی داریم”. ما اینجا هستیم تا ضمیر برتر یا جوهر معنوی خود را کشف کنیم. باید خودمان دریابیم که خدای درونمان می‌خواهد زاییده شود تا بتوانیم الوهیت درونمان را بیان و عیان کنیم.

حتما بخوانید  20 درصد تخفیف ویژه

برای کشف رسالت شخصی خود باید در اعماق وجود خود جستجو کنیم و به این سؤال پاسخ دهیم که هدف از خلقت ما چه بوده است و اینک در فرصتی که داریم، قصد ایجاد چه تغییرهایی را داریم و پس از کشف رسالت شخصی آن را در چند سطر بنویسیم.

نوشتن رسالت شخصی باید شامل این موارد باشد:
خلاصه باشد
واژه‌های مثبت با بار احساسی نیرومند در آن به‌کار رفته باشد
گویای این باشد که چه کار می‌خواهید بکنید و چگونه شخصی میل دارید باشید
ارتباط شما با دیگران را تعیین کند
رفتارتان را در هر روز، هر دقیقه و هر لحظه توجیه کند

نوشتن رسالت شخصی

با کشف رسالت شخصی، کار عاشقانه ما با توانایی‌ها و نبوغ ذاتی‌مان در راستای ارزش‌ها و معنای حقیقی زندگی‌مان همسو می‌شوند. رسالت شخصی، مثل قطب‌نمایی، مسیر هر لحظۀ زندگی ما را برای شکوفایی نبوغ ذاتی و انجام کار عاشقانه‌مان نشان می‌دهد. کار عاشقانه و نبوغ ذاتی در واقع ابزار و نیروی به انجام رساندن رسالت شخصی ماست. باید از خود بپرسیم که قرار بوده با این استعداد ویژه که آمیخته به عشق و اشتیاق است چه غایت و مقصودی را دنبال کنیم.
دیپاک چوپرا می‌نویسد:
هر انسانی دارای استعدادی بی‌همتاست. کاری هست و شیوه یکتایی که شما بهتر از هر کس دیگر در کل این سیاره به انجام آن قادر هستید.
تفاوت رسالت شخصی با هدف
باید دقت کنیم که نباید رسالت را با هدف اشتباه بگیریم. هدف آغاز و پایانی دارد درحالی‌که رسالت فرآیند مستمری است که معرف هر لحظه از زندگی ماست. رسالت شخصی با هدف متفاوت است. اهداف جایی است که ما به‌سوی آن حرکت می‌کنیم و وقتی به آن رسیدیم دیگر کار پایان می‌یابد. اما رسالت شخصی چون قطب‌نمایی مسیر و جهت زندگی ما را مشخص می‌کند. رسالت یا غایت، بی‌نهایتی مستمر و مستقل از زمان است که تنها جهت را می‌نمایاند و فقط می‌توان با آن هم‌سو شد. ما اهداف خود را تعیین می‌کنیم ولی رسالت را باید کشف کنیم. رسالت ما با هدف خلقت و معنای وجودی ما پیوند دارد. جوهر راستین وجود ما معنوی است. ما موجوداتی معنوی هستیم که در قالب جسمانی متجلی شده‌ایم. انسان‌هایی نیستیم که گهگاه تجربه‌های معنوی دارند بلکه برعکس «موجوداتی معنوی هستیم که گهگاه تجربه‌هایی انسانی داریم.» ما اینجا هستیم تا ضمیر برتر یا جوهر معنوی خود را کشف کنیم. باید خودمان دریابیم که خدای درونمان می‌خواهد زاییده شود تا بتوانیم الوهیت درونمان را بیان و عیان کنیم

حتما بخوانید  رازهای اعتماد به نفس زنان موفق


دیپاک چوپرا می‌نویسد:
هر انسانی دارای استعدادی بی‌همتاست. کاری هست و شیوه یکتایی که شما بهتر از هر کس دیگر در کل این سیاره به انجام آن قادر هستید.
تفاوت رسالت شخصی با هدف
باید دقت کنیم که نباید رسالت را با هدف اشتباه بگیریم. هدف آغاز و پایانی دارد درحالی‌که رسالت فرآیند مستمری است که معرف هر لحظه از زندگی ماست. رسالت شخصی با هدف متفاوت است. اهداف جایی است که ما به‌سوی آن حرکت می‌کنیم و وقتی به آن رسیدیم دیگر کار پایان می‌یابد. اما رسالت شخصی چون قطب‌نمایی مسیر و جهت زندگی ما را مشخص می‌کند. رسالت یا غایت، بی‌نهایتی مستمر و مستقل از زمان است که تنها جهت را می‌نمایاند و فقط می‌توان با آن هم‌سو شد. ما اهداف خود را تعیین می‌کنیم ولی رسالت را باید کشف کنیم. رسالت ما با هدف خلقت و معنای وجودی ما پیوند دارد. جوهر راستین وجود ما معنوی است. ما موجوداتی معنوی هستیم که در قالب جسمانی متجلی شده‌ایم. انسان‌هایی نیستیم که گهگاه تجربه‌های معنوی دارند بلکه برعکس «موجوداتی معنوی هستیم که گهگاه تجربه‌هایی انسانی داریم.» ما اینجا هستیم تا ضمیر برتر یا جوهر معنوی خود را کشف کنیم. باید خودمان دریابیم که خدای درونمان می‌خواهد زاییده شود تا بتوانیم الوهیت درونمان را بیان و عیان کنیم

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید