روشی برای خواندن ذهن دیگران
روشی برای خواندن ذهن دیگران
مقدمه
تلپاتی یا ارتباط ذهن ها با یکدیگر، نوعی نیروی ماورایی و تخیلی نیست، خواندن ذهن دیگران نوعی مهارت است که می توان آن را یاد گرفت.
چند روش ساده را برای اینکه خواندن ذهن دیگران یاد بگیرید.
افراد باهوش هم در زندگی شان و هم در کارشان موفق هستند، با این وجود افرادی که بهترین عملکرد را دارند الزاماً باهوش ترین نیستند بلکه در مقابل اشخاصی هستند که توانسته اند با ذهن دیگران ارتباط برقرار کنند.
آدم ها همواره در مورد افکارشان سیگنال هایی را ارسال می کنند اما تشخیص معنا و مفهوم این سیگنال ها نیازمند گذر زمان است.
هنگامی که پیام دریافتی تان از فرد مقابل می گوید که شما با او توافق نظر ندارید، همه اینها کلیدها و نشانه هایی هستند که به شما هشدار می دهند یک گام به عقب باز گردید و جهت گیری خود را تغییر دهید.

پنج روش مختلف برای خواندن ذهن دیگران
- با اختلاف نسل ها شروع کنید
یادتان باشد اینکه طرف مقابل شما متعلق به چه نسلی است می تواند نکته هایی را در مورد نحوه فکر کردن او در اختیارتان قرار دهد.
تفاوت های نسلی بسیار جالب هستند. برای نمونه کسانی که در دههدهای اخیر متولد شده اند بیشتر دوست دارند پشت دستگاه های کامپیوتری پنهان شده و نظرات خود را از طریق توئیتر و رسانه های اجتماعی ابراز کنند.
از نظر آنها ارتباطات چهره به چهره ارزش زیادی ندارد اما پدران و مادران ما دوست دارند که شخصا و رو در رو با دیگران صحبت کنند.
در واقع اگر قرار است که با یک نوجوان سخن بگوییم نیازی به هماهنگ کردن جلسه و تشکیل میز گرد نیست چون این گروه از افراد ترجیح می دهند از طریق اینترنت خود را ابراز نمایند؛
اما برای آنها که پا به دوران میان سالی گذاشته اند لازم است که نشست حضوری داشته باشید.
- حساسیت ها را شناسایی کنید.
برای این منظور لازم است که پرسش های درستی را مطرح کنید.
شما می توانید یک جلسه خصوصی با فرد مورد نظر تشکیل داده و با او در مورد موضوعات مهم و حساسیت هایش صحبت کنید.
مثلاً بپرسید چه مسائلی احساسات آنها را بر می انگیزد؟
یا اینکه در چه مواردی احساس راحتی می کنند و در یک کلام گوش شنوایی داشته باشید و کمتر سخن بگویید.
- شخصیت ها را در نظر بگیرید.
برای اینکه بدانید اطرافیانتان چه کسانی هستند بهتر است که ویژگی ها و خصوصیات فردی شان را بشناسید
و از این طریق می توانید مسائلی که برایشان اهمیت دارند را نیز شناسایی نمایید.
با دقت کردن به خصوصیات شخصیتی افراد و همچنین گفتار آنها به دنبال کلیدهایی بگردید.
برای نمونه فردی که دوست دارد بر دیگران تسلط داشته باشد معمولاً محکم دست می دهد یا افرادی که از شوخی خوششان می آید غالبا نکته های نغز و لطیف را در گفتارشان می گنجانند.
- به دنبال ارتباطات غیر کلامی باشید.
رفتار غیرکلامی نیز اهمیت بالایی دارد
البته بهتر است که به زبان اندام فرد مقابل تان توجه کنید.
اگر فردی حین صحبت های شما به دیوار یا سطحی تکیه می دهد معنایش آن است که جذب موضوع شده و اگر در مقابل صرفا حرف هایتان را تایید می کند،
نگاهش به پایین است یا اینکه صورت خود را به سمت دیگری چرخانده علاقه ای به بحث ندارد.
تن کلام هم می تواند حاوی نکته هایی باشد.
برای نمونه اگر فردی با تن صدای یکنواخت به شما پاسخ می دهد به احتمال زیاد علاقه ای به موضوع مطرح شده شما ندارد.
- شنونده خوبی باشید.
در انتها دقت کنید که یک فرد چه می گوید و چه نمی گوید.
البته این کار زمانی که مکالمه از طریق تلفن انجام می شود کمی دشوارتر خواهد بود با این حال، صدای علاقمند یا مشتاق کاملا قابل تشخیص است.
بهتر است در کلام فرد مقابل خود به کوچک ترین صداها توجه کنید. برای مثال، یک آه می تواند نشان دهنده این باشد که فرد از گفتگو با شما خسته شده یا تمایلی به ادامه ندارد.
نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید…
دیدگاهتان را بنویسید