لوییز ال هی و اوج قله های موفقیت

0 ۷

تصور کنید در خیابانی شلوغ در حرکت هستید و قدرت شنیدن و درک حرف‌ها و افکار مردمی که از کنارتان در حال عبور هستند و با خود زمزمه می‌کنند و یا می‌اندیشند را دارید. فکر می‌کنید چه خواهید شنید؟
اغلب جملاتی از قبیل: من خیلی احمقم. میدانم بیمارم حتما سرطان دارم. اره میدونم که سرطانه چون پدرم هم سرطان داشت. چقدر چاقم. چقدر زشتم و یا…….تاکنون به افکار خود فکر کرده‌اید؟ در طول روز در زمان‌ها و مکان‌ها و موقعیت‌های مختلف بیشتر به چه می‌اندیشید؟ چه ارتعاشی از خود ساتع می‌کنید؟

وقتی در حال حرف زدن با خودتان هستید و افکارتان را بر ترس‌ها، افسوس‌ها، ناامیدی‌ها و نگرانی‌های زندگی‌تان متمرکز کرده‌اید و در مورد آنها با خودتان سخن میگویید چه احساسی دارید؟
در این لحظه اگر فردی با خوشحالی و لبخند از کنارتان بگذرد و شما بتوانید صدای درون او را بشنوید که چقدر خوشحال و سپاسگذار است، چه حسی به شما دست خواهد داد؟

ما در دنیایی از روابط زندگی می‌کنیم. رفتار، احساس، تفکر و ارتعاشاتمان تاثیر مستقیمی نه تنها بر زندگی خودمان بلکه بر زندگی دیگر افراد نیز دارد چه آن‌ها را بشناسیم چه نشناسیم، چه ببینیم چه نبینیم. همه ما مثل دانه‌های زنجیر به هم متصل هستیم. پیوستگی و یا شکستگی هر دانه زنجیر بر کل دانه‌ها تاثیرگذار خواهد بود خواه مستقیم خواه غیر مستقیم.
هر حرکتی در زندگی‌مان تارهایی را به صدا درمی آورد که آوای آن‌ها تا ابد به گوش خواهد رسید.

گاهی تنها یک نشانه کافیست، نشانه ای متفاوت با باورهایت می‌تواند که تغییری بزرگ در زندگیت ایجاد کند. پس آغاز کن و با خود زمزمه کن:
دوست دارم تغییر کنم. می‌خواهم از باورهای منفی راحت شوم. قدرتی که مرا آفرید به من توانایی خلق زندگی جدید رابخشیده است. من افکار مثبت و هدایتگر را انتخاب می‌کنم و از نو شروع می‌کنم همین جا و همین الان.
باور کن که خواهی توانست هر چه بیشتر خود را بشناسی و هر چه بیشتر بدانی در پی چه هستی، اتفاقات پیرامونت کمتر می‌توانند به تو آسیب برسانند.

تو همواره انسان ارزشمندی هستی نه به خاطر موفقیت‌هایت، ثروتت، زیبایی‌ات و یا هر چیز دیگری که داری بلکه به خاطر اینکه خودت را باور داری. در این شرایط حتی اگر چیزی هم نداشته باشی احساسی در درونت تو را به سوی داشتن آرزوهایت رهنمون می‌گردد و اگر مسئولیت زندگی خودت را به عهده بگیری، عطش رسیدن به رویاهایت در تو ایجاد خواهد شد. پس به خود بگو تنها من هستم که می‌توانم زندگیم را تغییر دهم و باور داشته باش که هیچ کس دیگری نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

همه ما مسافران یک سفر هستیم چه بدانیم چه ندانیم و کم کم می‌آموزیم که توانایی‌های خود را به کار ببندیم و زندگی کردن را در زنده بودن می‌آموزیم. وقتی هر آنچه که هستیم رها کنیم، تبدیل به چیزی می‌شویم که باید باشیم.
تا کنون فکر کرده‌اید اگر افکارتان قدرت خلق حال و آینده‌تان را داشته باشد چه خواهد شد؟ و اگر شما خالق زندگی خودتان باشید چی؟
آری این چنین است، ما با افکار و حرفهایمان تار و پود روزهای آینده مان را رج می‌زنیم و این گونه است که هرکسی بافنده نقشه زندگی خویش می‌باشد خواه زشت، خواه زیبا.
هر فکری که می‌کنیم و هر حرفی که می‌زنیم آینده ما را می‌آفریند مثل اینکه افکار ما وارد عالم کائنات می‌شوند، پذیرفته می‌شوند و بعد به سمت ما برمی گردند تا تجربه‌شان کنیم.

به هر چه فکر کنیم همان می‌شود چه بخواهیم چه نخواهیم. افکار طبیعتی امواج گونه و جاذب دارند. پس وقتی سعی می‌کنید با صرف زمان، افکار منفی را به افکار مثبت تغییر دهید نقطه جذب را در زندگی‌تان عوض می‌کنید. اگر جنس افکارتان را کشف کنید و آن‌ها را به افکاری جدید و مثبت تغییر دهید؛ این افکار جهت تازه ای به شما می‌دهند.
زندگی چقدر متفاوت خواهد شد وقتی دقیقا بدانیم که چه می‌خواهیم. زندانی گذشته بودن کافیست، از این پس معمار آینده‌ات باش.
اگر دقیقا بدانی از زندگی چه می‌خواهی هر روز صبح شاداب و سر زنده بر می‌خیزی. از این پس همین طور که روزت را آغاز می‌کنی و قدم به محیط بیرون می‌گذاری با دیدی متفاوت به هر آنچه که هست بنگر و راهنمای درونت را باورکن. او با توست تا بتوانی راهت را بیابی.
باید استاندارهایی را برای خودتان تعریف کنید در نتیجه می‌توانید افکاری متفاوت خلق کنید و اینگونه است که شما می‌توانید هر آنچه که می‌خواهید را داشته باشید: شادی، سلامت، ثروت، رابطه دلخواه، فراوانی و……

بسیاری از افراد به زندگی روزمره‌شان تن داده‌اند، یک زندگی مثل همه زندگی‌ها و فکر می‌کنند که زندگی یک اتفاق است و آن‌ها نیز قربانیان این اتفاق تلخ و بی حس هستند. شاید بیاندیشید که غیر ممکن است زمانی که همه زندگی‌تان در میان شعله‌های آتش می‌سوزد شما آرام باشید و به این بیاندیشید که همه چیز به نفع شماست حتی سوختن و خاکستر شدن خانه‌تان با همه اسبابش! اما در این بهبوهه صدایی محکم و آرام را از درونت می‌شنوی که می‌گوید این اتفاق دلیلی دارد و تو اکنون آن را درک نمی‌کنی. به نظر اتفاق وحشتناکی می‌آید اما در اصل فوق العاده است.
پس بیشتر هوشیار باش. تو نمی‌توانی بر اتفاقاتی که بیرون می‌افتد تسلط کامل داشته باشی اما بر اتفاقاتی که درون تو رخ می‌دهند اختیار کامل داری. زندگی می‌تواند در چشم برهم زدنی تغییر کند. ممکن است هر آنچه که برایتان با ارزش است در یک چشم برهم زدن از دست برود و در این لحظه است که تو باید تصمیم بگیری که چه واکنشی نشان دهی و این واکنش حایز اهمیت است چون برگرفته از باورهایت است. واقعا خارق العاده است که در برابر هر آنچه که باعث ناراحتی‌ات می‌شود بایستی و باور کنی هر آنچه رخ می‌دهد به نفع توست. مقابله با این ناراحتی و تلاش برای برطرف کردن آن به شما آرامش توام باهدفمندی می‌دهد و این امر به شما قدرت می‌بخشد.

با خود تکرار کنید من می‌خواهم تغییر کنم. می‌توانم که تغییر کنم. می‌توانم بهتر زندگی کنم. می‌ترسم اما می‌خواهم تغییر کنم. می‌خواهم و می‌توانم و روی آن پافشاری می‌کنم و تلاش خودم را می‌کنم. من مثبتِ مثبت فکر می‌کنم و من واقعاً خوشبختم.
کائنات به حرفهای تو پاسخی نمی‌دهد بلکه آنچه مهم است احساسات توست. حرفهای تو به خوبی احساساتت را منعکس می‌کند و احساسات امواجی است که تو ساتع می‌کنی. توجه کردن به حرفی که می‌زنی ابزار بسیار قدرتمندی است برای درک و فهم این که هم اکنون در حال جذب چه چیزی هستی.

اگر این واقعیت را بپذیریم که در واقع به آنچه که می‌اندیشیم و در موردش سخن میگوییم در حال نقاشی کردن و رنگ آمیزی آینده مان هستیم در این صورت می‌توانیم جوری زندگی کنیم که جز عشق و زیبایی نبینیم.
شادی تنها در دو چیز خلاصه می‌شود: چگونه می‌اندیشیم و چگونه عمل می‌کنیم.
می‌توانید برای شروع از عبارات تاکیدی استفاده کنید و کاربرد آن‌ها را در زندگی‌تان زیاد کنید. با شروع استفاده از عبارات تاکیدی خیلی زود زندگی‌تان تغییر می‌کند. ولی باید دانست گفتن به تنهایی کافی نیست. آنچه به گفته‌ها هویت می‌بخشد باور شماست. مقابل آیینه بایستید و عبارات تاکیدی را تکرار کنید چون در آن لحظه است که احساس قدرت می‌کنید و این یک حس فوق العاده است.

تکرار عبارات تاکیدی مثل کاشتن دانه ای در دل خاک است. همان لحظه شکوفه نمی‌زند، اما شما می‌دانید بالاخره به نتیجه خواهید رسید و آن دانه جوانه خواهد زد، زیرا که طبیعت تابع قوانینی است و مراحلی را باید بگذراند.
من قدرتمندم و هیچ چیز مانع من نمی‌شود
احساس می‌کنم سرشار از سلامتی‌ام
من قبول دارم که بخشی از کائناتم و کائنات خواسته مرا به من خواهد داد
عشق الهی پیشاپیش من در حرکت است، زمام امور مرا در دست گرفته و بهترین‌ها را برایم رقم میزند

حتی در لحظات سخت پریشانی می‌توان لحظه ای برای شوخ طبعی پیدا کرد و این حسی است که ما را تا خدا بالا می‌برد. زمانی می‌رسد که درک کنیم درد همان شادی است و این همان حقیقت بزرگ زندگی است. وقایع منفی همان اتفاقات مثبت هستند اگر ما قدرت تمرکز بر نکات مثبت آن را داشته باشیم و آن را نیک بپنداریم و از تجربه‌اش به خوبی استفاده کنیم. اگربگوییم کار سختی است در حقیقت به معنای نداشتن قدرت کافی برای مبارزه است پس به هیچ کاری نگو سخت.
وقتی شروع به تغییر می‌کنید امواجی از سوالات به سویتان می‌آید: سوالاتی از قبیل: من کیستم؟ این جا کجاست؟راه درست چیست؟ آیا درست انتخاب کرده‌ام؟ آیا به موفقیت خواهم رسید؟ چه کاری دارم می‌کنم؟ پاداش کار من چیست؟ و کلی سوال دیگر و این به دلیل متفاوت بودن باورهایی است که اکنون آموخته‌اید با باورهایی که سال‌ها پیش توسط خانواده، دوستان، معلمان، مذهب و……به شما القا شده است می‌باشد و در این لحظه است که خیلی‌ها تصمیم می‌گیرند بایستند و قدمی برندارند چرا که می‌ترسند.
از تفاوت باورهای کنونی‌شان با آنچه سال‌ها آموخته‌اند و در باورشان نهادینه شده است، می‌ترسند چون نمی‌دانند آنچه تاکنون در زندگی‌شان تجربه کرده‌اند نتیجه افکار و گفتار خودشان بوده است. به این دلیل است که از جایگزین کردن دو باور باهم نگران‌اند و این همان لحظه طلایی انتخاب است. اما زمانی خواهد رسید که درمی یابید تفکر مثبت تنها راه است و این بسیار عالی است.
بسیاری از ما به خود اجازه زندگی در رویاهایمان را نمی‌دهیم چرا که مشغول زندگی میان ترس‌هایمان هستیم و نمی‌دانیم علت بسیاری از سردرگمی‌های مان ترس‌های مان هستند

می‌توانید گام اول را با بخشش آغاز کنید چرا که حس فوق العاده ای به شما می‌دهد. بخشنده باشید تا شاهد ارتعاش انرژی مثبت در درون خود و محیط پیرامونتان باشید.
من دوست دارم ببخشم. بخشش، من را از همه غم‌های گذشته نجات می‌دهد و جواب همه مشکلات من است و در واقع هدیه ایست به خودم. بخشش چون بوی خوشی است که گل بنفشه به کفشی می‌دهد که گل را له می‌کند.وقتی فرد در می‌یابد که خود مسوول احسات درونی خودش می‌باشد یعنی باطبیعت امواج گونه خود ارتباط برقرار کرده است.وقتی از موضوعی ناراحتید، بهتر است در موردش بنویسید و به خود بگویید فکر کردن به این مسائل نمی‌گذارند که من، خودم باشم و این گونه شما متوجه جنس احساساتتان خواهید شد و به خود اجازه بخشیدن و فراموش کردن می‌دهید. وقتی خودتان را دوست داشته باشید می‌توانید با کودک درونتان آشتی کنید که خیلی وقت بوده به آن توجهی نداشته‌اید و فراموشش کرده‌اید.
به خودتان بگویید که من خودم را دوست دارم و قبول دارم در مرکز وجود من عشق بی نهایت وجود دارد. عشق همه وجود مرا در برگرفته و به دنیای بیرون می‌تابد و چند برابر شده و دوباره به سوی من باز می‌گردد.
هر آنچه به زندگی دهید، همان را به شما باز خواهد داد. منبع عشق بی نهایت را نثار خود و همه آنچه در زندگی‌تان قرار می‌گیرد کنید. به هر آنچه می‌نگرید نکته ای برای لذت بردن از آن بیابید این چنین است که امواج عشق را دریافت می‌کنید و از حس آن و سپاسگذاری لذت می‌برید.
کائنات مردم سپاس گذار را دوست دارد. هر چه بیشتر سپاس گذار باشیم چیزهای بیشتری را برای سپاس گذاری در اختیارمان قرار می‌دهد. زندگی را سخت نگیرید. کافیست دقیقاً بدانید که چه می‌خواهید و به پیام‌های درونی‌تان ایمان داشته باشید و برای همه آنچه در زندگی‌تان رخ می‌دهد سپاس گذار باشید.
با تجسم تصاویر دلخواهتان و تکرار جملات تاکیدی مثبت، گویی یک نقشه ذهنی دارید که از جنس عواطفتان است.
تجربه احساس ترس طبیعی است ولی نباید باور شود.بین آغاز و پایان، درس‌هایی است که باید یاد گرفت وگرنه هرگز به پایان نخواهیم رسید.آری من می‌خواهم تغییرکنم ……

به نظر من، خویشتن دوستی از اینجا آغاز می شود که هرگز و در هیچ شرایطی، برای هیچ چیز از خود انتقاد نکنیم.انتقاد، ما را در الگویی که قرار داریم و می خواهیم دگرگونش سازیم، محبوس می کند. تفاهم داشتن و ملایم بودن با خود، به ما کمک می کند که از الگوی خود بیرون بیاییم. به یاد داشته باشید که سالهای سال از خود انتقاد کرده اید و کاری از پیش نبرده اید. پس اکنون خود را تآیید کنید و ببینید که چه پیش می آید
در ذهن الهی ”از دست دادن“ معنی ندارد.
+ خداوند هرگز شکست نمی خورد. پس من هم که جزئی از او هستم، نمی توانم شکست بخورم.
+ چون با خدا همراهم، زمانی وجود ندارد که تنها باشم.
+ من مشتاقانه هر تغییری را می پذیرم. مانند قایقی روی آب.
+ نعمتهای خداوندی برای همه فراوان است. از جمله من.
+ دست به هر کاری بزنم یک موفقیت کامل است.
+ من در افکار گذشته ام هرگز زندانی نمی شوم.
+ ظاهر امور مرا تکان نخواهد داد. خوب می دانم که باطن تمام امور برنگ آرزوهای من هستند.
+ در ذهن خدا ”مانع“ وجود ندارد.
+ من ارزش دوست داشته شدن را بحد کمال دارم.
+ من می توانم خاطرات گذشته را بصورت نقاط قوت زندگی ام تعبیر کنم.

معجزه عبارات جادویی باور نکردنی است   »»  افکار و اندیشه های ما و عبارات یا کلماتی که بر زبان جاری می سازیم، از نیروی عظیمی برخوردارند. اگر بخواهیم در زندگی خود فرد موفقی باشیم و به نتایج مفیدی دست یابیم، باید الگوی تفکر و گفتارمان را تغییر داده و آنها را مثبت کنیم. آیا مایلید گفت و گوی درونی خود را به عبارات تاکیدی مثبت تغییر دهید؟ بد نیست بدانید هر موقع که فکری در سرتان است و هر زمانی که سخنی به زبان می آورید، در واقع به گفتن عبارات تاکیدی مشغول هستید.تکرار عبارات تاکیدی مثبت و یا منفی، نقطه آغاز است و راه را برای دگرگونی باز می کند، به عنوان مثال به ضمیر ناخودآگاهتان می گویید: «من مسئولیت پذیرم» یا «من از زندگی خسته شده ام». وقتی عبارات تاکیدی را به کار می برید، در واقع به از بین بردن برخی چیزها از زندگی یا به آفرینش برخی چیزهای تازه در زندگی تان کمک می کنید؛ پس بهتر است عادت کنید این جملات و عبارات را به شیوه مثبت به کار ببرید، تا آنچه می آفرینید سلامتی، شادمانی، موفقیت و سعادتمندی باشد.کلماتی که در عبارات تاکیدی به کار می روند نیز باید مثبت باشند. اگر بگوییم:« دیگر نمی خواهم مریض باشم»، ضمیر ناخودآگاه ما بیشتر کلمه مریض را می شنود که یک کلمه منفی است. آنچه که بهتر است بگوییم این است:« من به طور شگفت آوری احساس سلامتی می کنم» یا « من نور سلامتی و نشاط را می بینم که از من ساطع می شود».ضمیر ناخودآگاه انسان خیلی روراست و بی پرده است. هیچ گونه تخلف و پیچیدگی ندارد و هر آنچه را که می شنود انجام می دهد. اگر چیزی در زندگی تان وجود دارد که آن را نمی خواهید، یکی از سریع ترین روش ها برای رها کردن آن این است که آن را با عشق و محبت متبرک ساخته و رهایش کنید و بگویید:« با دعای خیر برای تو رهایت می سازم و اجازه می دهم که بروی».این عبارت در مورد انسان ها، موقعیت ها و جنبه های مختلف زندگی بسیار موثر واقع می شود و حتی می توانید عادات ناپسند خود را با این عبارت تاکیدی ترک کنید.

وقتی برای اولین بار یک عبارت تاکیدی را به زبان می آورید، ممکن است حقیقی به نظر نرسد، ولی به خاطر داشته باشید، تکرار عبارات تاکیدی همانند کاشتن دانه های گیاه در زمین است. وقتی شما دانه ای را در زمین می کارید، روز بعد یک گیاه کامل نمی روید. باید زمان معینی سپری شود تا موقع رشد دانه برسد. همچنان که به گفتن عبارات تاکیدی ادامه می دهید و آماده می شوید تا آنچه را که نمی خواهید رها سازید، به تدریج می بینید که آن ها به حقیقت می پیوندند و راه های تازه ای پیش روی شما گشوده می شود. گاهی هم ممکن است اتفاق شگفت آوری روی دهد و یکی از دوستان شما از راه رسیده و بگوید:« آیا تا کنون این ها را امتحان کرده اید؟» و در این هنگام است که به مرحله بعدی موفقیت خود رهنمون می شوید و از امکانات موجود خود کمک می گیرید. عبارت تاکیدی خود را همیشه به زمان حال بگویید. می توانید آن ها را به صورت آواز بخوانید تا بارها و بارها در ذهنتان تکرار شده و ملکه ذهنتان شوند. به خاطر داشته باشید که نمی توانید با عبارات تاکیدی خود، روی اعمال افراد دیگر تاثیر بگذارید. شما از قدرت ذهنی و معنوی دیگران آگاه نیستید و حق ندارید در فرآیند زندگی دیگران دخالت کنید؛ همانطوری که مطمئنا دوست ندارید با شما چنین کاری بکنند. پس بهتر است تنها به اصلاح خود بپردازید و برای دیگران فقط دعا کنید. گفتن عبارات تاکیدی همانند سفارش غذا دادن به آشپزخانه کائنات است! وقتی به یک رستوران می روید و پیشخدمت می آید و دستور غذا را از شما می گیرد، شما وی را تا آشپزخانه دنبال نمی کنید تا ببینید آیا آشپز فهرست غذای شما را می بیند یا این که او چگونه غذا درست می کند. بلکه راحت روی صندلی تان می نشینید و پیش غذا و نوشیدنی و….. را میل کرده و یا با دوستانتان صحبت می کنید و مطمئن هستید به محض این که غذایتان آماده شد، آن را برایتان می آورند. وقتی سفارش خود را به آشپزخانه کائنات می دهیم نیز، بهتر است در آرامش کامل به زندگی خود ادامه دهیم و مطمئن باشیم که درخواست ما در حال آماده شدن است.حال اگر غذایتان را بیاورند و مشاهده کنید که غذای سفارشی شما نیست، اگر اعتماد به نفس داشته باشید، آن را بر می گردانید و می گویید: « خیلی متشکرم، ولی این سفارش من نیست، آنچه من می خواهم این است…» بله ممکن است در سفارش دادن غذا دقت کافی نکرده باشیم و در این زمان فقط کافی است با دقت بیشتر و روشن تر از قبل سفارش دهیم.یکی از شیوه هایی که موجب می شود فرآیند زندگی برایتان به طور مثبت جلوه کند، این است که حقایق و اعتقادات فردی خود را با صدای بلند بگویید. بیایید افکار و عقایدی را که شما را محدود می کند و از رسیدن به جنبه های مثبت زندگی باز می دارد، دور بریزید. عبارات تاکیدی زیر برای ایجاد تغییرات مثبت بسیار موثرند و وضعیت شما را سرو سامان می دهند:
هر آنچه را که باید بدانم، برایم آشکار می شود.
هر آنچه را که نیاز دارم، در زمان و مکان مناسب و به شیوه ای نیکو به نزدم می آید.
من سالم و تندرست و سرشار از انرژی هستم.
هر کجا باشم کامیاب و توانگرم.
مشتاقم که دگرگون شده و رشد کنم.
در جهان هم، همه چیز مخلوق خداوند می باشد و نیکوست.
جملات تاکیدی مورد نیاز خود را روی برگه های کوچک جداگانه ای بنویسید و حداقل به مدت ۳۰ شب، آنها را هر شب مطالعه کنید. دیری نخواهید پایید که در خود نوعی تغییر و دگرگونی مثبت احساس می کنید و به خواسته های نیکوی خود دست می یابید.

امیدواریم از این مقاله کوتاه بهره کافی را برده باشید.
می توانید این مقاله را به صورت پی دی اف دانلود کنید.
موفق و پیروز باشید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.