شادی یک انتخاب است

0
69

شادی یک انتخاب است…

بخش اول
پیدایش یو گای خنده
چه کسی یوگای خنده را ابداع کرد؟
مزایایی یوگای خنده
انواع خنده
نقش خنده در درمان بیماریها
خنده درمانی
فواید درمانی خنده
مطالب جالب در مورد خنده:

بخش دوم
فواید شاد بودن
راهکارهایی برای شاد زیستن
بخش سوم
اصول فلسفه اگزیستانسیالیسم
گفتار مولانا درباره شادزیستن
آزمون آکسفورد: شاد هستید یا غمگین؟

شادی یک انتخاب است

پیدایش یو گای خنده
یوگای خنده دانشی نوپاست که در سال ۱۹۹۵ به دست پزشکی هندی به نام دکتر مادان کاتاریا ابداع شده است.
دکتر کاتاریا با آگاهی از سودمندیهای بیشمار خنده، این روش را پدید آورد تا به کمک آن مردم بتوانند با انجام چند تمرین ساده از این سودمندیها بهرهمند شوند.
در این روش برای برانگیختن خنده نه از لطیفه و شوخی استفاده میشود و نه از هیچ ابزار دیگری که بر قریحهی شوخطبعی انسان متکی است.تمرینات یوگای خنده بسیار تأثیرگذار و دگرگونکننده و در عین حال ساده و آسان است. این تمرینها باعث اکسیژنرسانی گسترده به سلولهای بدن میشود و نقش کارسازی در کاهش استرس و تنش دارد. تمرین یوگای خنده در محلهایی به نام «باشگاه خنده» اجرا میشود. امروز بیش از ۶۰۰۰ باشگاه خنده در بیش از ۷۰ کشور دنیا برپاست. در ایران نیز به همت مجید پزشکی باشگاه خنده از سال ۱۳۸۰ آغاز به کار کرده است.

چه کسی یوگای خنده را ابداع کرد؟

در مارس سال ۱۹۹۵ پزشکی هندی به نام آقای مادان کاتاریا هنگامی که مشغول نگارش مقالهای با عنوان «خنده بهترین طبیب است» بود و همچنین تحت تاثیر کتاب «کالبدشناسی یک بیماری» از نورمن کازینس به این موضوع اندیشید که چرا عملا تاثیرات خنده را دنبال نکند؛ بنابر این ساعت ۷صبح روز سیزدهم مارس ۱۹۹۵ به پارکی در نزدیکی منزلش رفت و با همراهی ۴ نفر از کسانی که مشغول ورزش صبحگاهی بودند و حاضر شدند در این مسیر او را همراهی کنند به خندیدن به شکلهای مختلف پرداخت و به این ترتیب اولین باشگاه یوگای خنده شکل گرفت که خیلی سریع هم اعضای آن افزایش یافت. (برگرفته از کتابچه آموزش یوگای خنده ترجمه آقای مجید پزشکی) در واقع مادان کاتاریا ابداع کننده باشگاه جهانی خنده و یوگای خنده است و در حال حاضر این باشگاه در بسیاری از کشورها فعالیت دارد.

مزایایی یوگای خنده
دشمن افسردگی:
هنگام خندیدن ترشح هورمونهای اندروفین و آنکفالین افزایش مییابد. با افزایش این دو هورمون که در واقع هورمونهای سرخوش کننده هستند، حالتی به ما دست میدهد که به آن حالت سرمستی و سرخوشی گفته میشود؛ این حالت دقیقا در تقابل با شرایط خلق پایین و افسردگی قرار میگیرد.

ماساژ دستگاه گوارش:
موضوع جالب دیگر در ارتباط با یوگای خنده این است که چنین تمریناتی درواقع نوعی ماساژ گرفتن است که خون مورد نیاز اعضای داخلی بدن را تامین میکند و اندامهای داخلی را ماساژ میدهد. این موضوع از این لحاظ جالب است که ما هرگز نمیتوانیم اعضای داخلی دستگاه گوارش را از بیرون ماساژ دهیم. در حقیقت فقط با خندیدن است که این امکان برای دستگاه گوارش فراهم میشود.
تقویت کننده عضلات صورت:
هنگام خنده با تمریناتی که روی عضلات صورت، حنجره و فک انجام میدهیم، خوب و راحت خندیدن را یاد میگیریم. از طرفی خندیدن منجر به سفت شدن پوست صورت و جوان ماندن آن میشود.

شادی یک انتخاب است

رفع کمرویی:
یکی از مزایای دیگر یوگای خنده برطرف کردن برخی از مشکلات رفتاری مانند خجالتی بودن، یاس و ناامیدی است. برای افراد خجالتی انجام تمرینات یوگای خنده در جمع، کار دشواری است ولی به مرور زمان وقتی میبینند که همه این کار را در کنار هم انجام میدهند، خندیدن برایشان راحتتر میشود. به خصوص وقتی در محیطی قرار بگیریم که چند نفر در حال خندیدن هستند، این موضوع روی رفتار ما تاثیر گذاشته و منجر به خندیدن ما هم میشود.

کاهش اضطراب:
تمرینات یوگای خنده برای افراد مضطرب و نگران هم مفید است. خنده با کاهش غلظت هورمونهای استرس مانند کورتیزول آثار استرس را برطرف میکند. فقط کافی است افراد مضطرب تاثیرات مثبت خنده را باور داشته باشند و تمرین کنند.

انواع خنده
• لبخند
خنده کوتاه و بیصداست که فقط موجب حرکت و اندکی باز شدن لبها میشود و به آن تبسم نیز میگویند

• زهرخند
به خندهای گفته میشود که از سر قهر و غضب و خشم و اغماض بر لب مینشیند، نه از روی محبت و خوشی و نوعی خنده تلخ است.

• شکرخند
کنایهای است از تبسم و خنده شیرین و خوشایند و همراه با ناز در زیر لب. به آن «نیمخنده» نیز گفته میشود

• پوزخند
لبخند تمسخرآمیز یا تبسمی است که به قصد انکار یا تحقیر و استهزا انجام میشود

• نیشخند
خندهای است تلخ و از روی اندوه و خشم و عصبانیت است

• ریشخند
خندهای است از سر تمسخر و استهزای دیگران است
• قهقهه
به خنده شدید و با صدای بلند گفته میشود که موجب باز شدن لبها و نمایش دندانها میشود

• زعفرانی خنده
به خنده بسیار و بیاختیار گفته میشود

• خنده نوشین
به معنی خنده شیرین و شکرین است.

• خنده زهرآلود
خندهای است که از روی قهر و خشم باشد

• خنده قباسوختگی
خنده ظاهری است که در دل با ناشادکامی همراه است.

• خنده گریستن
گریه شادی کردن و طرب نمودن است

نقش خنده در درمان بیماریها

در بهبود روابط انسان ها موثر است . عمر طولانی می کند . سن افراد را کمتر نشان می دهد.موجب خروج گاز دی اکسید کربن از بدن می شود و جذابیت ایجاد می کند . خنده شادی می آورد ؛ همان طور که شادی ؛ خنده به دنبال دارد.
قدرت یادگیری را افزایش می دهد . در بسیاری از کلاسهای درسی و آموزشی ؛ خندیدن و خنداندن یادگیری را بیشتر می کند .
خنده نوعی تخلیه روانی است و تنش ها و احساسات سرکوب شده را رها می سازد.خندیدن ؛ دویدن بدون تحرک است . خندیدن موجب می شود تا به دندان هایمان توجه کنیم ؛ و در نظافت آن کوشا باشیم .
با خندیدن دوستانمان بیشتر می شود .خنده موجب ریزش اشک از چشمان می شود که این خود نوعی واکنش بدنی است و فشار خون مغزی کمی کاهش پیدا می کند .
دقیقه خندیدن از ته دل موجب می شود افراد تا ۵ ساعت درد کمتری را احساس کنند.خندیدن چین و چروک صورت را از بین می برد و بهترین کرم برای پوست صورت است.- خنده نشانه اعتماد به نفس ؛ سلامت روان و احساس امنیت است .
خنده خستگی را بر طرف می کند و چهره را زیباتر می کند . چهره خندان همیشه در ذهن می ماند.خنده در برابرعصبانیت مثل آب روی آتش است .ودر بهبود روابط انسان ها موثر است . عمر طولانی می کند . سن افراد را کمتر نشان می دهد.موجب خروج گاز دی اکسید کربن از بدن می شود و جذابیت ایجاد می کند . قدرت یادگیری را افزایش می دهد . خنده نوعی تخلیه روانی است و تنش ها و احساسات سرکوب شده را رها می سازد. خندیدن چین و چروک صورت را از بین می برد و بهترین کرم برای پوست صورت است.
شادی یک انتخاب است…

خنده نشانه اعتماد به نفس است . خنده خستگی را بر طرف می کند و چهره را زیباتر می کندو از مقدار هورمون های ترشح شده ناشی از فشار عصبی در بدن می کاهد و دستگاه دفاعی بدن را قوت می بخشد. در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش میدهد که در سلامتی موثر است. از بیماریهای زخم معده و اثنی عشر جلوگیری میکند.کلسترول خون را کاهش میدهد.
تبسم و لبخند نوعی درایت و باهوشی است واسترس را کاهش میدهد وفشار خون را کنترل میکند همچنین سبب شادابی و طراوت پوست میشود و سیستم ایمنی را تقویت میکند

شادی یک انتخاب است ، با خندیدن نه تنها افراد در زندگی احساس آرامش بیشتری می کنند بلکه خنده برای سلامت جسم ؛ از بسیاری ازداروها مفید تر است. شوخ طبعی یکی از ویژگیهای افراد سالم است وحتی در افراد بیمار هم موجب کاهش درد وناراحتی آنها میشود . خیلی ها می خندند وعادت به شوخی دارند اما به تاثیر فوق العاده خنده بر بدن خود آگاه نیستند . خندیدن نوعی ورزش برای عضلات صورت است . ماهیچه های دهان ؛ بینی؛ گونه ها واطراف چشم موقع خنده حرکت می کنند حتی دیافراگم ؛ ماهیچه های شکم و شش ها هم هنگام خندیدن فعال می شوند .
با خندیدن با حالت هیجانی و قهقهه ؛ شش ها از هوای بیشتری پر می شوند و اکسیژن گیری بهتر می شود .
همچنین در این حالت ؛ ضربان قلب هم افزایش پیدا می کند و خون رسانی به بدن بهتر می شود . پوشش عروق خونی پس از دیدن یک فیلم خنده دار به میزان قابل توجه ای منبسط می شود و مقداری از مواد شیمایی که برای بدن مفید هستند ؛ آزاد می شوند این مواد التهاب و بسیاری از واکنش های مضر را کاهش میدهد . در حالی که در هنگام انقباض پوشش عروق مقداری از هورمونهای استرس نظیر کورتیزول آزاد میشوند که در دراز مدت اثرات قلبی – عروقی مخربی را برای بدن دارند .
خندیدن وشوخی کردن ؛ روش های مثبتی برای ابراز احساس و هیجانات خوشایند است و تاثیر بسیار خوبی بر روح و روان می گذارد؛ اضطراب و استرس را کم میکند و ترس وتردید را کاهش می دهد. در دورانی که مشکلات انسان ها اعم از اقتصادی و اجتماعی بسیار زیاد است و ته تنها ارتباطات عاطقی افراد یا یکدیگر بلکه سلامت جسمی وروانی آنها نیز تحت تاثیر این عوامل قرار می گیرد ؛ خنده درمانی یکی از موثرترین روشها در برطرف کردن اختلالات رفتاری است.

خنده درمانی
خنده درمانی یکی از موثرترین روشهای درمانی ثبت شده است . بیماران افسرده و کسانی که دید منفی در زندگی دارند با خنده درمانی روحیه ای قوی تر و پر امیدتر به زندگی پیدا می کنند .
دانشمندان اعتقاد دارند ؛ خنده و شادی ؛ قرت سیستم ایمنی بدن را بالا می برد و سلامتی و شادابی را به همراه می آورد . بسیاری از آسایشگاهها و بیمارستانها؛ از دلقک ها برای خنداندن بیماران استفاده می کنند افرادی که با دیدن فیلم های کمدی به شدت می خندن ؛ بعد از پایان فیلم تحمل درد در آنها بیشتر می شود و مقاومت بدنشان به دردهای شدید افزایش پیدا میکند . همه اینها به دلیل این است که در هنگام خندیدن هورمون های شادی آور در بدن ترشح می شود . اندروفین هورمونی است که وقتی ما خیلی شاد هستیم در بدنمان ترشح می شود و موجب ایجاد آرامش و افزایش تحمل درد می شود . به نظر می رسد که خندیدن یک اثر ضد درد را داخل دندان ها و نیز در مغز داشته باشد . در واقع خندیدن تحمل ما را در برابر درد افزایش می دهد . پژوهشگران سوئیسی معتقدند که پس از هر خنده و یا فعالیت شادی بخش تا نیم ساعت قدرت دفاعی بدن بیشتر میشود. در بدن افراد شاد ایمنوگلوبولین که از عوامل دفاعی بدن است ؛ بیشتر تولید می شود . این ماده بدن را در برابر عفونتهای تنفسی محافظت میکند . ضربان قلب با خنده افزایش یافته و در این صورت اکسیژن گیری مغز هم بیشتر شده وشخص احساس آرامش روحی و جسمی بیشتری می کند .
همچنین محققان دانشگاه واندربیلت معتقدند که خندیدن موجب سوختن مقداری از کالری های بدن میشود و هرچه میزان و تعداد دفعات خندیدن بیشتر باشد مقدار کالری که سوزانده می شود
نیز بیشتر خواهد بود که این موجب کاهش وزن می شود . این محققان ۴۵ جفت از افرادی که دو به دو با یکدیگر دوست بودند را جهت تماشای فیلم های خنده دار وارد اتاقی کردند . هر داوطلب به یک مانیتور اندازه گیرنده ضربان قلب متصل بود و خود اتاق به یک وسیله ای که میزان کالری سوزانده شده هر داوطلب را اندازه گیری را اندازه می گرفت ؛ مجهز شده بود .
همچنین خندیدن میزان ضربان قلب را در حدود ۱۰تا ۲۰ضربه و میزان کالری مصرفی را در حدود ۳/۱ کالری در دقیقه افزایش می دهد ؛ یعنی شبیه به همان میزانی که در حالت انجام فعالیتهایی نظیر تایپ کردن ؛ سوزانده میشود . در ادامه ؛ این دانشمندان در اندازه گیریهای خود متوجه شدند خندیدن به مدت ۱۵ دقیقه در طول روز موجب کاهش وزن بدن تا ۸/۱ کیلوگرم در سال می شود. درست است که با وجود مشکلات فروان و نوسانات روحی وشرایط زندگی موضوعاتی که سبب خنده ما می شوند کمی کمتر شده اند اما همیشه هم نباید نگران باشیم و به خاطر مشکلاتمان مدام غصه بخوریم . چیزهای زیادی در دنیا هست که می تواند ما را شاد وخندان کند. دیدن فیلم های کمدی ؛ شوخی و مزاح با خانواده و دوستان ( البته اینها نباید با مسخره کردن و بی حرمتی طرف مقابل اشتباه گرفته شود .) و خواندن بعضی کتاب ها و دیدن فیلم های شاد می تواند ما را بخنداند .

  فواید درمانی خنده 

۱- شل شدن عضلات
۲- کاهش فشار روحی
۳- درمان افسردگی
۴- تقویت دستگاه ایمنی
۵- آرامش بخشی طبیعی
۶- افزایش اطمینان
۷- تمرین مفید هوای
۸- ضدفشار روانی

حتما بخوانید  رازهای جلوگیری از پیری زنان

مطالب جالب در مورد خنده:
۱-افراد ۳۰ برابر بیشتر در حضور جمع می خندند تا در تنهایی و بطور انفرادی.
۲-خنده قابل سرایت است.
۳-صدای خنده متشکل از آواهایی است که در هر ۲۱۰ میلی ثانیه تکرار میشوند.
۴-انسان ها بسته به اینکه در حضور چه فرد و یا افرادی هستند بطور متفاوتی میخندند.
۵-مردها هنگامی که در کنار یکدیگر میباشند، با خندیدن دوستی و رفاقت خود را ابراز کرده و روحیه رقابت جویانه میان خود را تعدیل میبخشند.
۶-حداکثر فرکانس صوتی که مردها قادرند با خنده تولید کنند ۱۲۰۰ هرتز است، اما زنان قادرند فرکانسی تا ۲۰۰۰ هرتز تولید کنند.
۷-خنده همواره پس از مکث در پایان جملات و عبارات خنده دار روی میدهد.
۸-کودکان ۳۰۰ بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط ۱۷ بار در روز می خندند.
۹- ۸۰ درصد خنده ها در پاسخ به جوک و لطیفه نمیباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظی و یا خوشامد گویی و سلام کردن روی میدهند.
۱۰-زنان ۱۲۶ درصد بیشتر از مردان میخندند. دختران هم بیش اززنان
۱۱-صدای خنده زنان آهنگین تر از صدای خنده مردان است. خنده دختران را مقایسه کنید
۱۲-شمپانزه ها و موشهای صحرایی نیز میتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).

بخش دوم

فواید شاد بودن

تا به حال این سوال را از خودتان پرسیده‌اید که فایده شاد بودن چیست؟ در این مطلب، فوایدی را ذکر کرده‌ایم که نشان می‌دهد شادی و شاد بودن، فواید بسیاری دارد.
مهربانی, لبخند ترس، اضطراب و استرس را در خود از بین می‌برید؛ چون نمی‌توانید در عین حال هم شاد و هم افسرده باشید. این غیرممکن است. وقتی تصمیم می‌گیرید در درون خودتان مثبت باشید، منفی‌ها دیگر باید بیرون بروند. درست مثل وارد شدن به یک اتاق تاریک می‌ماند؛ شما سر تاریکی داد نمی‌زنید و نمی‌گویید که باید از آنجا بیرون برود. سعی نمی‌کنید آن را بگیرید و جسم آن را از اتاق بیرون بیندازید تا نور بتواند داخل شود. شما آن را نادیده می‌گیرید، چون می‌دانید کاری که باید بکنید این است که خیلی ساده کلید برق را بزنید و همان موقع نور وارد خواهد شد. وقتی نور باشد، تاریکی اتوماتیک‌وار ناپدید می‌شود. هیچ جنگی نیست!

  1. احساس بهتری پیدا می‌کنید. وقتی در وضعیت ذهنی شادی و لذت باشید، بدنتان موادی ترشح می‌کند که آن احساس فوق‌العاده را به شما می‌دهد.
  2. بدنتان خود را التیام می‌بخشد. وقتی شاد هستید، بدن شما اندورفین و سایر مواد شیمیایی که به ترمیم و التیام یافتن بدن کمک می‌کند، ترشح خواهد کرد. برای خیلی‌ها پیش آمده که بدنشان سرطان و بیماری‌های دیگر را یا التیام داده و یا از بین برده است. علم ثابت کرده است که وقتی ترس و تردید از بین برود، فرصت بهتری برای بهبودی به بدن داده می‌شود.
  3. در فرکانس انرژی بالاتری حرکت خواهید کرد. وقتی شاد هستید، در سطح بالاتری از معنویت به سر می‌برید؛ وضعیتی برای بخشیدن و دوست داشتن، همان خصوصیات خداوند، همان نیروی برتری که باعث تپیدن قلبتان و نظم کهکشان‌ها می‌شود.
  4. به دیگران انرژی مثبت می‌دهید. یک لبخند، به کسی که از جلوی او عبور می‌کنید باعث می‌شود آن‌ها هم به شما در جواب لبخند بزنند. این حس خوبی به شما نمی‌دهد؟ به آن‌ها هم دقیقاً همین حس خوب را منتقل می‌کند.
    یک لبخند، به کسی که از جلوی او عبور می‌کنید باعث می‌شود آن‌ها هم به شما در جواب لبخند بزنند. این حس خوبی به شما نمی‌دهد؟ به آن‌ها هم دقیقاً همین حس خوب را منتقل می‌کند.
  5. دیگران به طور مثبتی تحت تأثیر قرار می‌گیرند. انرژی مثبت شما سطح اندورفین را در بدن آن‌ها هم بالا می‌برد و باعث می‌شود آن‌ها هم احساس فوق‌العاده‌ای پیدا کنند.
  6. دیگران به سمتتان کشیده می‌شوند. آدم‌ها دوست دارند حس خوبی داشته باشند، به همین دلیل دوست دارند همیشه دور و اطراف شما باشند. اگر بخواهید افراد منفی را از اطرافتان دور کنید و افراد مثبت را به سمت خود بکشانید، این روش خوبی است.
  7. دیگران هم به سمتتان انرژی مثبت می‌فرستند. شما سطح اندورفین را در بدن آن‌ها بالا می‌برید و انرژی مثبتشان را زیاد می‌کنید و دقیقاً عین همین به سمت خودتان برمی‌گردد.
  8. خوبی‌های دیگران را می‌بینید. وقتی شاد هستیم به طور طبیعی خوبی‌های بیشتری در اطرافمان و دیگران می‌بینیم. آدم‌ها همیشه نسبت به تشویق واکنش بهتری دارند تا انتقاد. به همین دلیل در کار، پیدا کردن خوبی‌های دیگران باعث خواهد شد که مدیر، معلم و همکار بسیار بهتری باشید؛ و در زندگی شخصیتان هم همسر، دوست، همسایه و والدین بهتری خواهید بود.
  9. دیگران سعی خواهند کرد بیشترین تلاششان را برای شما بکنند تا اینکه فقط از کنارتان رد شوند. وقتی توانایی‌های فردی را تشخیص می‌دهید و مدام آن را به گوششان می‌رسانید، موجب تشویق و انگیزه دادن به آن فرد خواهید شد. آدم‌ها عاشق این احساس هستند و بیشتر از آن طلب می‌کنند و به همین دلیل به آن کار ادامه خواهند داد. این برای رهبری کارمندان، همسر و فرزندان روشی فوق‌العاده خواهد بود.
  10. از میان شرکت‌ها، فروشگاه‌ها و … مشتریان به دنبال شما خواهند بود. فردی که مملو از آرامش و شادی است و اعتمادبه‌نفس دارد، زیرا از وجود خود شاد است. این اعتمادبه‌نفس، مشتریان بسیار بیشتری را به سمت خود می‌کشاند.
  11. احتمال ترفیع درجه کاری شما بیشتر خواهد بود. آماری وجود دارد که نشان می‌دهد افراد شاد، عملکرد بهتری در کار خود دارند، کارهای بهتری پیدا می‌کنند و پول بیشتری در می‌آورند. احتمال زیادی وجود دارد که وقتی مدیر، ناظر یا رئیستان می‌بیند که بهتر کار می‌کنید و با مشتریان رفتار بهتری دارید، بخواهد به طریقی به شما پاداش بدهد، چه با افزایش حقوق و چه با ترفیع مقام.
  12. همسرتان در خانه در مقابل عشق و شادی که به او می‌دهید، عشق و شادی تحویلتان خواهد داد. هر چیزی که فکر می‌کنید از طرف همسرتان دریافت نمی‌کنید، خودتان به طریقی محبت‌آمیز به او بدهید. بالاخره او هم نرم شده و همان‌ها را در مقابل به شما خواهد داد؛ و اگر در ابتدا به نظرتان سخت می‌آید، تا زمانی که شروع به انجام آن کنید، وانمود کنید. شادی شما به اینکه دیگران چه بکنند یا نکنند متکی نیست. باید در همه چیز و همه کس خوبی ببینید. وقتی شاد هستید، اتوماتیک‌وار دوست دارید بخشنده باشید و خوبی‌های دیگران را می‌بینید؛ و آن‌ها هم بالاخره همان را به شما نشان خواهند داد.
  13. بچه‌ها واکنشی عالی به افکار و احساسات مثبت دارند و این باعث رفتارهای مثبت در آن‌ها می‌شود. خواهید دید که بچه‌ها چقدر سریع با شما همراه خواهند شد و شروع به خندیدن، لبخند زدن و لذت بردن از زندگی خواهند کرد. وقتی آن‌ها را به طریقی مثبت و محبت‌آمیز تشویق کنید، برای هر کاری که از آن‌ها بخواهید، آماده خواهند بود.
    در زیر به طور خلاصه فواید مفید خنیدن را نام می برم
    راهکارهایی برای شادزیستن را با نامه یک مادر به فرزندش توضیح میدهم این نامه را با دقت بخوانید . امیدوارم از خواندن این نامه سرشار از عشق مادر به فرزندش لذت ببرید
    شم و شهودت را دنبال کن اجازه نده مشکلات زندگی، تو را به عقب براند. رویاهایت را عملی کن. همان فردی باش که در آرزویش بودی و هستی. تصمیم بگیر و اقدام کن. نگران اشتباهاتت نباش، شکست خوردی، ناامید نشو، دوباره تلاش کن، حتی اگر هزار بار هم سرخورده شدی، در اصل هزار راه مختلف را امتحان کرده ای و از صمیم قلب می دانی که تلاش خود را کرده ای.
    تو در درونت آتشی شعله ور است که به خاطر عشق به چیزی می سوزد. وظیفه توست که همان مورد را پیدا کنی و آتش عشق به آن را روشن نگه داری. این است زندگی تو. نگذار دیگران آتش عشق تو را خاموش کنند. هر کاری از دستت برمی آید، بکن. هر کجا می خواهی برو، رویاهایت را با دیدی گسترده دنبال کن.
    برای رسیدن به اهدافت تلاش کن. مایوس نشو. جاده منتهی به رویاهایت پر از سنگلاخ است. موانع را، سکوهای پرتابی به سوی موفقیت قلمداد کن. دل و جرات به خرج بده. در انتهای جاده، خوشبختی و موفقیت در انتظار توست.
    به خودت افتخار کن و بدان تو صمیمی ترین دوست و مهمترین منتقد خودت هستی. علی رغم نظرات دیگران، در پایان روز در آینه زندگی فقط بازتاب خودت را می بینی. خودت را دربست بپذیر. وقتی به خودت افتخار کنی، در زندگی با انگیزه می شوی، در این صورت مسیری الهی را که به رضایت خدا ختم می شود در پیش می گیری، به رضایت الهی تن می دهی و الگویی مناسب برای دیگران می شوی.
    دقت کن که به خود بالیدن به معنی تکبر و فخر فروشی نیست، بلکه به این مفهوم است که برای خودت به عنوان فردی الهی، ارزش قایل هستی. البته تو فردی بی عیب و نقص نیستی ولی سزاوار احترام و پذیرش هستی.
    تو نویسنده کتاب زندگی خودت هستی. پس قلم سرنوشت را در دست بگیر و قصه معنوی خودت را بنویس. خدا می داند چه تعداد افرادی هستند که دلشان می خواهد جای تو بودند. پس به خودت افتخار کن.
    فراموش نکن تو خودت عامل تغییر و تحول هستی سعی کن، هر کاری که انجام می دهی تغییر و تحول مثبت اندیشی ایجاد کنی.
    وقتی تو روی زندگی دیگران تاثیر مثبت داشته باشی، این عمل بر روی زندگی خودت هم موثر است. کاری بکن که دیگران هم خوشحال شوند یا اینکه کمتر زجر بکشند. هر چند تو تک و تنها هستی و همه کار را نمی توانی انجام دهی ولی لااقل خدمتی هرچند ناچیز از دست تو برمی آید. از اینکه دل کسی را شاد کنی، لبخند رضایت به لب بیاور و مطمئن باش که اقدام الهی تو، خدا را هم شاد می کند.
    سرحال و شاکر باش شادی درون توست. تفکر تو شادی آفرین است. فقط نگرش توست که اهمیت دارد و دنیا را متحول می کند. هر آنچه در مورد خودت و یا موارد دیگر فکر کنی، همان هم رخ می دهد. شاکر بودن، ضامن شادی توست. هر لحظه که احساس می کنی شکر خدا کاری دشوار است، در جایی خلوت با چشمانی بسته بنشین، نفسی عمیق بکش و از بابت اکسیژنی که تنفس می کنی و آن خدایی که این اکسیژن مجانی را در اختیارت قرار داده، شکر کن. هر دم و بازدم تو سزاوار شکر الهی است.
    قدر اوقات خودت را بدان زمان، ارزشمندترین مولفه زندگی است. عمر خودت را به بطالت سپری نکن. انگیزه زندگی ات را پیدا کن و با برنامه ریزی و مدیریت صحیح رد آن را بگیر. زمان، مجانی در اختیارت قرار گرفته است. نمی توانی آن را صاحب شوی ولی می توانی از آن استفاده کنی.
    می توانی آن را خرج کنی اما نمی توانی آن را پیش خودت نگه داری. به محض اینکه زمان را از دست دادی، هرگز نمی توانی آن را گیر بیاوری. عمر تو روی این کره خاکی کوتاه است، پس بگذار که رویاهایت بزرگتر از ترس ها و اقدامت پر سروصداتر از کلامت باشد.
    با خودت روراست باش در رابطه با هر آنچه که می خواهی تغییر دهی و پیشرفت کنی، صادق باش. تو تنها کسی هستی که می توانی روی خودت حساب کنی، در روح و روانت به دنبال حقیقت باش و خود واقعی ات را بشناس. در این صورت می توانی مسیر الهی را در زندگی ات دنبال کنی.
    در رابطه با دیگران با محبت باش فرزندم در روابط افراد، مسافت مهم نیست، بلکه عاطفه و محبت نقش عمده ای دارد. به کسی که عشق می ورزی، بی اعتنا نباش. بی توجهی به عزیزان در مقایسه با کلمات آتشین و غضبناک، لطمه زیادتری می زند. با کسانی که دوستشان داری، در ارتباط باش.
    آخرین مرتبه ای که به عزیزانت اظهار محبت کردی، کی بود؟ سپری کردن اوقات در کنار آنها، نشان می دهد که تو به آنها توجه داری و برایت مهم هستند. هر چند که زندگی ات شلوغ و پرمشغله است ولی جایی هم برای عزیزانت در زندگی باز کن. با آنها حرف بزن، به درد دل آنها گوش کن. آنها را درک کن.
    فرزند نازنینم عشق بی قید و شرط را احساس کن
    در برابر همسر، فرزندان، اعضای خانواده و دوستان عشقی بی قید و شرط داشته باش. زندگی توام با عشق بی قید و شرط، مسیر دلخوشی و شادی های زندگی را روشن می کند. این عشق، انرژی قدرتمندی است که در ایام دشوار به داد تو می رسد و روحیه ات را بالا می برد.
    عشق، زیبا و غیرقابل پیش بینی است که اول از خودت شروع می شود. مادامی که خودت را دوست نداشته باشی نمی توانی عشقت را به دیگران نثار کنی. عشق به خود باعث ایجاد انرژی قوی درونی می شود و همین عشق قوی ساطع شده، دیگران را هم احاطه می کندو در نتیجه از نظر تو دیگران بی عیب و نقص جلوه می کنند.
    عزیزترینم کسانی را که به تو لطمه زده اند ببخش حتما تو هم در مقطعی از زندگی، از دست کسی رنجیده ای و یا نسبت به او بی اعتماد شده ای و قلبت را شکسته است. هر چند که درد و رنج ناشی از آن امری عادی است ولی نباید این مورد، بیش از حد طولانی شود. رنجش سبب از دست رفتن زیبایی های زندگی می شود. بخشش یعنی آزاد کردن زندانی و باید بدانی که این زندانی خودت بودی.
    نازنینم در سراسر زندگی ات مسوول باش تو حق انتخاب و اشتباه داری اما می توانی مواردی را انتخاب کنی که درصد خطاهای َآن ناچیز باشد. اگر فرمان زندگی ات را در دست نگیری، فرد دیگری این کار را به جای تو انجام می دهد که در این صورت تو به جای اینکه ارباب خودت باشی، برده و اسیر دست دیگران می شوی.
    تو تنها کسی هستی که سکان زندگی ات را در دست داری که البته کاری آسان نیست. تو هم مثل دیگران موانعی سر راه خود داری. باید مسوولیت پذیر باشی و به موانع غلبه کنی.
    فرزندم پشیمان نباش ودنباله رو شم و شهود و ندای درونی ات باش. با خودت روراست باش و هر کاری که از دستت برمی آید برای شادی زندگی ات انجام بده. با افرادی معاشرت کن تا تو را خوشحال کنند و به اندازه ای که نفس می کشی، بخند. تا مادامی که زنده هستی به دیگران عشق بورز. کمک حال دیگران باش. در هر موردی خدا را شکر کن. از اشتباهاتت درس عبرت بگیر و هر آنچه که نمی توانی کنترل کنی رها کن.
حتما بخوانید  ارتباط اعتماد به نفس با حرکات بدن

بخش سوم
اصول فلسفه اگزیستانسیالیسم (اگزیستانسیالیسم) مبنی بر اصالت وجود و تقدم آن بر ماهیت انسان است. هنگامی که می‌خواهیم از اگزیستانسیالیسم سخن بگوییم، باید مشخص کنیم که منظورمان چیست. ژان پل سارتر، مارتین هایدگر، گابریل مارسل، سورن کی‌یرکگارد از متفکران اگزیستانسیالیست بوده‌اند. البته مارسل و کی‌یرکه گارد بینشی ایمان‌گونه داشته‌اند و اندیشه‌شانالحادی نبوده‌است؛ سارتر و هایدگر درست در مقابل این دو هستند که اندیشه‌های الحادی داشته‌اند. اساس نگاه فلسفی سارتر به انسان این است که انسان را مختار می‌داند و بر این اساس به انکار خداوند می‌رسد؛ زیرا که او معتقد است انسان نمی‌تواند مختار باشد، در حالی که خالقی مطلق و یگانه داشته‌باشد که از ازل می‌دانسته که چه می‌خواهد بسازد. البته این مسئله کاملاً بر اساس خدای کلامی معتزله و اشاعره و هم‌چنین خدای کلامی مسیحی و خدای کلامی یهودی صحت دارد. انسان وقتی مختار باشد، باید مسئولیت هر انتخاب‌اش را بپذیرد و از همین بینش است که سارتر خود را مسئول جنگ جهانی می‌داند و این جا دلهره و اضطراب به وجود می‌آید که فرد با خود می‌گوید از آن جا که من مسئول این کار هستم، آیا این کار درست بوده و چه نتایجی خواهدداشت که من آن‌ها را نمی‌دانم یا نخواهم‌دید!؟

شادی یک انتخاب است ، اندیشه‌های اگزیستانسیالیستی سارتر، که در خصوص آزادی و مسؤولیت فردی و ممکن‌بودن وجود ما و فاصله‌ای که ما از خودمان داریم، هم‌چنان می‌تواند برای فلسفهٔ جدید مهم باشد. اما سارتراخلاق‌گرا نیز بود و کوششی که برای طرح نظریه‌ای اخلاقی کرد هم‌چنان می‌تواند برای فلسفه «بعد-از-نو» مهم باشد. کم‌تر فیلسوفی هم‌چون سارتر این اقبال را داشته‌است که در عمر خود شاهد شهرت و نفوذ اندیشه‌اش باشد. اما سارتر با همهٔ فلاسفه‌ای که تاکنون بوده‌اند متفاوت است

۱) نقش کلیدی در این مکتب با «وجود» (Exist) است و اگزیستانسیالیسم را نیز به «اصالت وجود» ترجمه کرده اند.
۲) اگزیستانسیالیست ها ادعا می کنند که می خواهند به مشکلات ملموس زندگی انسانها پاسخی راهگشا بدهند.

۳) وجوه مشترک اگزیستانسیالیست ها:همه متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم، به گونه واحد نمی اندیشند و اگر در طرح پرسش نیز به یکدیگر نزدیک باشند، در پاسخ ها به سئوال ها در حوزه های متفاوت، گوناگون می اندیشند.
۴) درباره این مکتب می توان پرسش های فراوانی را به بحث گذاشت

گفتار مولانا درباره شادزیستن

غم و شادی ازجمله ویژگیهای انسان است . غم ، نتیجه تأثر انسان از کار و یا حادثه ای است ‌، و شادی زاده سرور انسان از امری مطلوب و دوست‌ داشتنی ‌است . در روایات و احادیث اسلامی آمده است که معصومان و مؤمنان ، حزن و اندوهشان در دل است و شادمانی و سرور ، در چهره آنها‌ هویداست .مولوی عوامل غم را مختلف می داند . او غرور و خودبینی را یکی از عوامل ایجاد غم در انسان دانسته و معتقد است که انسان مغرور ، همه چیز را برای خود و درخدمت خویشتن‌ می‌ خواهد . چنین می‌ اندیشد که نه تنها همه امور مورد علاقه‌اش باید برای او فراهم باشد ، بلکه از زوال و نیستی هم به دور باشد . پس وقتی که آنها را از دست می دهد ، یا به دست نمی آورد ، دچار غم و اندوه‌ می‌ شود .
‌بی‌ ادبی و گستاخی از نتایج غرور و خودبینی است و موجب غم و اندوه می شود .
هرچه بر تو آید از ظلمات و غم
آن ز بی‌ باکی و گستاخی است هم
هر که بی ‌باکی کند در راه دوست
رهزن مردان شد و نامرد اوست
(دفتر ۱، بیت ۹۰ و ۸۹)
از دیدگاه مولوی ، جفا در حق خداوند و فرو رفتن در گناه و شهوت‌ ، برای انسان ارمغانی جز غم و اندوه ندارد . از نگاه مولانا تمام هستی ، ملک خداوند است و بنده باید حق خود را نسبت به پروردگار به درستی ادا کند . درغیر این صورت ، دچار غم و اندوه می شود . کسی که بنده شایسته خدا است ، این جهان برایش مانند بهشت است و غم و اندوهی وجود ندارد . درمقابل آن ، گناه موجب دلتنگی و اندوه ‌می ‌شود .
هیچ اصلی نیست مانند اثر
پس ندانی اصل رنج و درد سر
لیک بی ‌اصلی نباشد این جزا
بی ‌گناهی کی برنجاند خدا
آنچه اصل است و کشنده آن شی است
گر نمی‌ ماند به وی هم از وی است
پس بدان ، رنجت نتیجه‌ یْ زلّتی است‌
آفت این ضربتت از شهوتی است
) به اعتقاد مولوی وقتی انسان از یاد خدا غفلت ورزد و دچار فراموشی شود ، خداوند به دل او اندوهی وارد می ‌کند که او را از خود به درمی ‌آورد و به سوی خدایش رهنمون می‌ سازد .یکی از ویژگیهای مولانا این است که هنگامی که دردی را بیان می کند ، شیوه های درمان آن را نیز ارائه می کند . در برخی از قسمتهای مثنوی و کلّیّات شمس ، مولوی عوامل‌ برطرف ‌کننده غم را شرح داده است . به اعتقاد او هرچه روح بزرگتر و جریان آن سریعتر باشد ، ‌تصوّرات و خیالات آن با سرعت بیشتری به جریان افتاده و عبور می‌ کند . در نتیجه ‌، در درون انسانهای الهی ‌، غم و اندوه بدون اینکه توقفی داشته باشند ، با سرعت می ‌گذرد . و به ‌همین طریق شادی‌ های طبیعی هم که در سطح روح مردان الهی درجریان است ‌، دوام نمی ‌آورد .
به اعتقاد او ، اگر انسان دربرابر لذّتها و خوشیهای زودگذر این دنیا ، به حق متوسل نشود و در او فانی نگردد ، با از دست دادن شادیهای دنیایی‌ ، غمگین می‌ شود . انسان برای اینکه غصه به وی ‌نزدیک نشود ، باید همواره خدا را در نظر بگیرد . مولوی این مضمون را به شکل‌ های گوناگون مطرح ‌کرده است‌ . در غزلیّات شمس ، مست خدا شدن را درمان غمها می داند .
گر صید خدا شوی‌ ، ز غم رسته شوی
گر در صفت خویش روی‌ ، بسته شوی
می ‌دان که وجود تو حجاب ره توست
با خود منشین که هر زمان خسته شوی
) کلّیّات شمس‌، ج ۸، ۳۲۵ )
یکی از عوامل مهمی که انسان را از غم دور می‌ کند ، ذکر نام پاک است . ازنظر مولوی ، بهترین راه حل برای رفع اندوه‌ های بشر که به سبب توجّه به تعلّقات و شهوات نفسانی پیش می آید ‌، استغفار است .از دیدگاه مولانا ، هدف نهایی تکامل ‌، قرب حقّ است‌ . فرد با درد و غم ، بیشتر به یاد خدا می افتد ، درنتیجه ‌با خواندن خدا ، پروردگار نیز او را یاد می ‌کند ، چنانکه در مثنوی‌ پس از اشاره به داستان فرعون می ‌گوید :
در همه عمرش ندید او درد سر
تا ننالد سوی حق آن بد گهر
دارد او را جمله ملک این جهان
حق ندادش درد و رنج و اندهان
درد آمد بهتر از ملک جهان
تا بخوانی مر خدا را در نهان
خواندن بی ‌درد از افسردگی است
خواندن با درد از دلبردگی است
( مثنوی‌، دفتر ۳، بیت ۴ ـ ۲۰۱)

دکتر عبدالکریم سروش در قصه ارباب معرفت و در بیان حالات شادمانگی مولوی و حافظ و بیان تفاوت های موجود در این میان، مولوی را شاعری در وصال می داند و حافظ را شاعری در فراق. سروش حافظ را در مقام عاشقی می داند و مولوی را در مقام معشوقی می داند به استناد سخن افلاکی در مناقب العارفین که در بخشی از کتاب آورده است:” حضرت خداوندگار تبسم کنان فرمود که ایشان را( منصور حلاج و بایزید و …) مقام عاشقی بود و عاشقان بلاکش باشند و ما را مقام معشوقی است.”( افلاکی . مناقب العارفین. ج۱٫ص۴۶۷)
در بخش دیگری از قصه ارباب معرفت چنین می خوانیم:” حافظ در قید زمان بود و مولوی از بند زمان رسته…. مولوی فرح بن فرح است اما حافظ شقایقی که همزاد داغ است…. همین خار حسرت و تیغ ملامت و ندامت جان حافظ را می گزد و بال و پر این عقاب عرصه معنا را می بندد تا از دام زمان نگریزد”….”حافظ غمگین و شرابخواه است و مولوی بی غم و بی باده مست”( سروش، عبدالکریم. قصه ارباب معرفت. ص۲۵۶
حافظ : شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مولوی : باده غمگینان خورند و ما زمی خوشدل تریم
رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش
خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال
هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش
ترنم شادمانه غزلیات شمس
دیوان شمس دریاست، آرامش آن زیبا و هیجان آن فتنه انگیز است، مثل دریا پر از موج، پر از کف، پر از باد است. مثل دریا جلوه گاه رنگ های بدیع گوناگون است، سبز است، آبی است، بنفش است، نیلوفری است. مثل دریا آیینه آسمان و ستارگان و محل تجلی اشعه مهر و ماه و آفریننده نقش های غروب است. مثل دریا از حرکت و حیات لبریز است و در زیر ظاهر صیقلی و آرام، دنیایی پر از تپش و پر از تلاش دارد.
عالم هستی جز پرتو تجلی ذات ازلی چیزی نیست پس همه چیز زیبا و همه چیز نشاط انگیز است. جز امید و خنده کاری برای ما نمی ماند زیرا از جمال ازلی جز زیبایی و خوبی انعکاسی نیست و از این رو در دیوان شمس فراوان است ابیات یا غزل هایی که از خنده می درخشد.

شادی یک انتخاب است…

جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن

آن که آموخت مرا همچو شرر خندیدن

گر چه من خود ز عدم دل خوش و خندان زادم

عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن . . . . .

همین اصل مولانا را از عارف بزرگ قرن پنجم به بنیان گذار شیوه نشر مطالب عرفانی در لباس غزل که مورد احترام و تکریم مولانا نیز می باشد متمایل می کند: در زبان سنایی مطالب عرفانی سیر به طرف نور و پاکی و جنبه تعلیم و موعظه پیدا می کند و در زبان مولانا صورت معاشقه.
زمینه اصلی بیان مولوی شوق و جذبه است و تقوا و فضایل زیبایی است. در اندیشه او فیض و زیبایی لازمه ذات باری تعالی است و بنابراین دیگر موجبی برای نگرانی و بیم باقی نمی ماند (دشتی، علی.سیری در دیوان شمس، علی دشتی. صص، ۱۵۴- ۱۶۴
غزلیات مولوی سرشار از شادی و شور و جنبش و حرکت است. “مالرب و نیز پل والری ، شاعران فرانسوی،در مقایسه ی شعر و نثر گفته اند که اولی به راه رفتن می ماند و دومی به رقص.شاید بتوان گفت غزل مولوی- که شعر ناب است- مصداق کامل چنین دست افشانی و رقصی است. سرخوش،پرشور،گرم و تپنده…
آن کسی که از شراب عشق حق مست شد،از طرب آکنده می شود.مرده ای بوده که زنده شده است و گریه ای که خنده می شود:
مرده بدم زنده شدم،گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
دیده ی سیرست مرا،جان دلیرست مرا
زهره ی شیرست مرا،زهره ی تابنده شدم
گفت که سرمست نه ای ،رو که از این دست نه ای
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
(یوسفی، غلامحسین، چشمه روشن. ص۲۱۲ و ۲۲۱)

حتما بخوانید  A Post without Image

اگر این تـن اینقدر به دست و پای من نمی پیچید، من را اینقدر گرفتار نمی کرد، اگر دل من را اینهمه راه زنـی نمی کرد، اگر یک راهـی پیـدا می شد که مـن از آن راه می توانستم حـرفهـایـم را بزنم، دیگـــر اینهمـــه حـرف نمی زدم. این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی، راه شدی تا نبدی اینهمه گفتار مرا. از یک راه دیگری، به نحوه ی دیگری حرفهـا و پیـام خودم را به شما می رساندم. آدمِ اینهمه پُـر گفتـار، در عین حال خمـوش، و این

نتیجه ی اون شــــادی بود که در درون او بود.

شما از شادی یک مفهوم ساده نفهمید، شادی یعنی وصل شدن به منبع این عالم. حکما میگـویند اگر یک موجود باشد که غـم نمی خورَد، آن خداوند است. همیشه شاد است. البته تعبیر مبتهج بکار می برند برای خداوند، کلمه شاد و سُرُور و اینها را باهم، و می گویند خداوند مبتهج بالذات است. آخر چرا شاد نباشد ؟ غمِ چی را بخورد ؟

مگر چیزی را دارد که از دست بدهد ؟ همه چیز مال خودش است. نه کسی می تواند از او چیزی را بِدُزدَد، نه کسی زورش به او می رسد، نه اینکه کسی هست که او را مقهــور و مغلــوب کند. هیچ چـی در مقابلش وجـود ندارد. مبتهج بالذات است. این شاد بودن در واقع یک پرتوی از اون ذات است که در آدمی می نشیند. وقتی که این شادی به معنی واقعی در وجود آدمی جایگزین می شود، این بسـط و انبساط، و این بهجـت مستولـی میشود، و بخاطر همین، زبان هم بـاز می شود. همان که مولـوی گفت، گفت که وصـل به دریــایی می شود که هــرچه برمیدارد تمامی ندارد. و یکی از نمونه هایش هم خود شخص مولـوی بود که واقعاً نشان میـداد که یک وقتهـا جلـوی خودش را می گرفت.

لــب ببنـــــدم زیـن ســــان سخــــــــن – تـوبـه آرم هــر زمـان صـد بــار مـن

ایـن سخــن را بعـد ازین مدفـــون کنم – آن کشنــده می کشــد مـن چــون کنــم

چون که خــامُش می کنم مـن از رَشَــد – او به صــد نـوعـم به گفتـن می کشـــد

من می خواهم نگویم، ولی نمی شود، جاذبه ای هست، کششی هست، مـرا می کشد و می گوید که بگو. و این گفتنها هم گفتنی هایی است که رزق خداوند است.

هیـن بگــو کـه ناطقـــه جــــوُ می کنـد – تــا به قــــــرنـی بعــدِ مـا آبـــی رسـد

درواقع می گوید که خدا مـرا واداشته که جوُیی و نهـری روان کنم تا آینده گان بر سر این نهر بنشینند، و آنها هم جرعه ی خود را بردارند، آنها هم تشنگی خود را رفع بکنند. این مسرٌتـی که می گوئیم بمعنای خوشیهـای سبک سـرانه نیست. به معنای شکوفایـی است که در وجـود آدمی به دلیل آزادگـی و بدلیل وسعت نظـر پدیـد می آید و زبان را می گشایـد و دیگران را هم کامیـاب می کند. چنین شخص شـادی، نگاهش به همه چیز این دنیـا عوض می شود. اگر کتاب می نویسـد، یک پارچه طربستان است. اگر سخن می گوید، طرب انگیـز است. اگر پیـــام می دهد، پیامش این است که رابطه ی خود را با خداوند یک رابطه ی بهجت آمیز بکند، از دست او باده بگیرد، بنشیند و بنوشد و خوش باشد. به مرگ هم اینطور نگاه بکند.

مولانا مثال همـزه عموی پیامبر (ص) را می زند، می گوید قبل از اینکه حمـزه مسلمان بشود یکی از پهـلوانان بزرگ عرب بود و مثل همه بجنگ می رفت و مثل بقیه زره به تـن می کرد، وقتیکه مسلمان شد، پیـر شده بود و در رکاب پیامبر می جنگیـد، اما دیگر زره نمی پوشید. به او گفتند که :

تا جـوان بودی و زفـت و سخـت زه – می نـرفتـی ســوی میــدان بــی زره

چون شدی پیــر و ضعیـف و منهنـی – پــــرده هــای لااُبـالــــی می زنـــی

حالا که پیــر و ناتـوان شدی، اینجور بـی پـروا شدی ؟ گفت بله، چون معنی مـرگ نـزد من عـوض شده، من حالا یک جـور دیگـر به مـرگ نگـاه می کنـم.

آنکه مُـردن پیش جانـش تهلُـک است – نهـی لا تَلقـــو بگیــرد او به دســت

وانکه مـُردن پیش او شـد فتـح بـاب – سـارعــو آیــد مــر او را در خطـاب

گفت همه چیز دیگر برای من فـرق کرده، من دیگر اون آدم نیستـم، معنی جـان، معنی حیـات، معنای مــرگ، معنای زندگــی، همه و همه چیـز عوض شده. وقتی عوض شد، خُب رفتـار آدم هم عـوض می شود. همــان که مولوی گفت : آدمی بود که گریه بود، حالا خنده شده، یک وقت مُرده بود، حالا زنده شده. یک وقت خودش را فـانی می دید، حالا پاینـده می بیند. یک روز یوسف بود، حالا یوسف زاینـده شده. یعنی از هر دست او صد تا

یوسف می آید بیـرون. چنین آدمی البته موضع گیریهاش هم عوض خواهد شد، حرفـش هم معنـای دیگری پیــدا می کند، سُکرآور می شود، شکـرین و شیـرین می شود. شما اگر بدانید این کلمه شکر و شیرینی و قنـد و حلوا چقدر در سخنان مولانا بکار رفته. کافیست هرجای دیوان شمس را باز کنید و چند بار کلمه شکر و یا شیرینی و حلوا و اینها را نبینید. فکر می کنید که شاید مولوی قند و شکر فروش بوده، یا پدرش شکر فروش بوده ! البته به یک معنــا دُرُست است، او حقیقتا شکــر فروش بوده. می گوید :

هوسی است در سـر من که سـر بشــر نـدارم – من از این هوس چنانم که ز خود خبـر ندارم سحـری بِبـُـرد عشقــت دل خستـه را بجـایــی – که ز روز و شب گذشتم خبـر از سحر ندارم چه شکر فروش دارم که شکر به من فروشد – که نگفـت عــذر روزی که بـرو شکـــر ندارم گفت من یک شکر فروشی را می شناسم که هر وقت درِ مغاذه اش رفتم شکر داشت، هیچوقت نگفت تمام شده.

سروش، عبدالکریم.قصه ارباب معرفت. چاپ اول ، تهران:انتشارات…، ۱۳۸۰
موحد، محمد علی. شمس تبریزی. چاپ اول، تهران: انتشارات…، ۱۳۷۹
میبدی، رشیدالدین.کشف الاسرار وعده الابرار.به اهتمام علی اصغر حکمت، چاپ چهارم،تهران: امیرکبیر،۱۳۶۱
مولوی، جلال الدین محمد.دیوان غزلیات شمس.به کوشش رینولد نیکسون.چاپ…، تهران: مولوی،۱۳۷۴
مولوی، جلال الدین محمد.مثنوی معنوی.به کوشش رینولد نیکسون، چاپ…، تهران: مولوی،۱۳۷۴
شفیعی کدکنی، محمد رضا. موسیقی شعر. چاپ ششم، تهران: انتشارات آگاه،۱۳۷۹
پور نامداریان، تقی. درسایه آفتاب. چاپ اول، تهران : نشر سخن، ۱۳۸۰
دشتی، علی. سیری در دیوان غزلیات شمس. چاپ پنجم، تهران: انتشارات جاویدان.۱۳۵۶
حافظ. دیوان اشعار.به تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی،تهران:زوار،۱۳۷۰
سعدی. کلیات. به کوشش محمد علی فروغی
یوسفی،غلامحسین،چشمه ی روشن.چاپ هشتم، تهران،انتشارات علمی،،۱۳۷۷
ابولقاسم فردوسی. شاهنامه. چاپ مسکو
خیام. رباعیات. به کوشش محمد علی فروغی، تهران: ۱۳۲۱
عطار، فرید الدین. منطق الطیر. به تصحیح صادق گوهرین، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب،۱۳۶۸
دیوان برخی از شاعران دیگر جهت شاهد مثال

آزمون آکسفورد: شاد هستید یا غمگین؟

۱) نسبت به آن چیزی که دقیقا هستم، احساس شادی نمی‌کنم.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲) به شدت به دیگران علاقه‌مندم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۳) احساس می‌کنم زندگی خیلی باارزش است.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۴) نسبت به دیگران احساسات گرم و صمیمانه‌ای دارم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۵) به‌ندرت بعد از بیدار شدن از خواب احساس می‌کنم خستگی‌ام دررفته است. *
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۶) در مورد آینده چندان خوشبین نیستم.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۷) بیشتر چیزها جالب و سرگرم‌کننده است.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۸) آدم متعهدی هستم و خودم را کنار نمی‌کشم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۹) زندگی خوب است.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۰) فکر نمی‌کنم این دنیا جای خوبی برای زندگی کردن باشد.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۱) زیاد می‌خندم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۲) درخصوص همه چیزهایی که در زندگی‌‌ام هست احساس رضایت می‌کنم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۳) احساس نمی‌کنم که آدم خیلی جذابی هستم.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۴) فاصله زیادی بین چیزی که دوست دارم انجام بدهم و کاری که انجام می‌دهم وجود دارد. *
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۵) آدم خیلی شادی هستم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۶) در خیلی از چیزها زیبایی را پیدا کنم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۷) همیشه روی دیگران اثر خوب لذتبخشی می‌گذارم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۸) برای هر کاری که بخواهم انجام بدهم وقت پیدا می‌کنم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۱۹) کنترل چندانی روی زندگی‌ام ندارم. *
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۰) من قادر به انجام هر کاری هستم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۱) از نظر ذهنی کاملا هوشیارم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۲) اغلب احساس شادی و سرخوشی می‌کنم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۳) تصمیم گرفتن برایم کار راحتی نیست.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۴) احساس نمی‌کنم زندگی معنای خاصی داشته باشد یا زندگی من هدف خاصی دارد.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۵) احساس می‌کنم انرژی زیادی دارم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۶) اغلب در اتفاقاتی که در اطرافم رخ می‌دهم نقش دارم.
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۷) با دیگران خیلی به من خوش نمی‌گذرد.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۸) احساس نمی‌کنم کاملا سلامت باشم.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

۲۹) از گذشته خاطرات خوش چندانی ندارم.*
کاملا مخالف/تا حدودی مخالف/کمی مخالف/کمی موافق/تاحدودی موافق/کاملا موافق

راهنما:
براساس آنچه که در ادامه آمده به خودتان امتیاز بدهید.
کاملا مخالف ۱
تا حدودی مخالف ۲
کمی مخالف ۳
کمی موافق ۴
تاحدودی موافق ۵
کاملا موافق ۶

برای سوالاتی که جلوی آنها * آمده است، باید امتیازات را به‌صورت عکس حساب کنید. یعنی در این‌گونه سوالات پاسخ کاملا موافق یک امتیاز و پاسخ کاملا مخالف ۶ امتیاز دارد.

سپس امتیاز همه سوالات را با هم جمع بزنید و بر عدد ۲۹ تقسیم کنید. رقمی که به دست می‌آید، امتیاز شما در این آزمون است و میزان شادی‌ و نشاطتان را نشان می‌دهد.

پاسخ:
اگر امتیازتان بین ۱ و ۲ است: اصلا آدم شادی نیستید اما احتمالا موقعیتتان به آن بدی‌ای که خودتان تصور می‌کنید، نیست. بهتر است از یک درمانگر کمک بگیرید.

اگر امتیازتان بین ۲ و ۳ است: تقریبا آدم غمگینی هستید و کمتر احساس شادی می‌کنید.
اگر امتیازتان بین ۳ و ۴ است: ۵۰-۵۰ . نه خیلی شادید و نه خیلی غمگین.
اگر امتیازتان ۴ است: سطح شادی شما متوسط است. وضعیت اغلب افراد مثل شماست.
اگر امتیازتان بین ۴ و ۵ است: آدم نسبتا شادی هستید.
اگر امتیاز بین ۵ و ۶ است: آدم خیلی شادی هستید و این قطعا روی موفقیتتان در زندگی، ازدواج، کار و… نقش دارد.
اگر امتیازتان ۶ است: بیش از حد شادید! مراقب باشید!

معصومه تیموری

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید